محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3719
تاريخ الطبرى ( فارسي )
رفت كه نيام شمشيرها را شكستند . مصقله به آنها گفت : « اگر چنان بود كه وقتى از مرگ مىگريزيم از آن نجات مىيافتيم ، مىگريختيم ولى مىدانيم كه مرگ به زودى به ما مىرسد پس ، از آنچه به ناچار مىرسد ، كجا مىگريزيم ، اى قوم شما بر حقيد ، در راه حق بجنگيد ، به خدا اگر بر حق نبوده باشيد مردن با عزت از زندگى با ذلت بهتر است . » گويد : بسطام و يارانش نبردى سخت كردند كه در اثناى آن بارها مردم شام را عقب راندند و عاقبت حجاج گفت : « تيراندازان را بياريد و جز آنها كسى با اينان نبرد نكند » . و چون تيراندازان به مقابلهء آنها آمدند و كسان از هر سو در ميانشان گرفتند يكسره كشته شدند بجز اندكى . گويد : بكير بن ربيعه ضبى را به اسيرى گرفتند و پيش حجاج آوردند كه او را بكشت . ابو الجهضم گويد : اسيرى را بياوردم كه حجاج او را به دليرى مىشناخت و گفت : « اى مردم شام از جمله كارهاى خدا براى شما اين است كه اين جوان ، يكه سوار مردم عراق را به اسيرى آورده كه من گردنش را بزنم » و او را كشت . گويد : ابن اشعث همراه هزيمتيان سوى سيستان رفت ، حجاج ، عمارة بن تميم لخمى را به تعقيب آنها فرستاد محمد پسر حجاج نيز با وى بود اما عماره سالار جمع بود . عماره از پى عبد الرحمن برفت و در شوش به دو رسيد كه لختى از روز بجنگيد آنگاه با ياران خويش هزيمت شد كه برفتند تا به شاپور رسيدند ، كردان نيز به جمع عبد الرحمن پيوستند و به دور وى فراهم آمدند و عمارة بن تميم بر سر گردنه با آنها نبردى سخت كرد . عاقبت عماره با بسيار كس از يارانش زخمدار شدند و گردنه را به آنها واگذاشتند و عبد الرحمن برفت تا به كرمان رسيد . واقدى گويد : نبرد زاويه به نزديك بصره در محرم سال هشتاد و سوم رخ داد .