محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3702
تاريخ الطبرى ( فارسي )
رود ، اما حريث دريغ كرد و از مهلب بيم كرد و گفت : « به خدا از پس آنكه با من چنان كرد پيش وى نمىآيم ، از او اطمينان ندارم ، او نيز از من اطمينان ندارد . » گويد : و چون ثابت برادر حريث چنين ديد به دو گفت : « به خدا اگر رأى تو چنين است بيا پيش موسى بن عبد الله بن خازم رويم » كه ثابت بيم داشت حريث مهلب را به غافلگيرى بكشد و همگيشان كشته شوند . گويد : پس با سيصد كس از خدمه و خاصان عرب خويش حركت كردند . ابو جعفر گويد : در اين سال مهلب بن ابى صفره در گذشت . سخن از سبب درگذشت مهلب و جاى آن مفضل گويد : وقتى مهلب از كش بازگشت آهنگ مرو داشت و چون به زاغول مرو روذ رسيد بيمارى باد در تنش افتاد و به قولى بيمارىاى طاعون مانند گرفت ، پس حبيب و ديگر فرزندان خويش را كه آنجا بودند پيش خواند و چند تير بخواست كه به هم بسته شد و گفت : « مىتوانيد اين تيرها را يك جا بشكنيد ؟ » گفتند : « نه » گفت : « مىتوانيد وقتى پراكنده شد آن را بشكنيد ؟ » گفتند : « آرى » گفت : « جماعت نيز چنين است . دربارهء رعايت خويشاوند به شما سفارش مىكنم كه رعايت خويشاوند عمر را دراز مىكند و مال را بسيار مىكند و شمار را فزون . مبادا از خويشاوندان ببريد كه بريدن از خويشاوند عذاب جهنم دارد و مايهء ذلت و كاستى مىشود ، دوستى كنيد و رعايت همديگر كنيد و كار خويش را فراهم آريد و اختلاف مكنيد . با همديگر نيكى كنيد تا كارتان فراهم آيد ، فرزندان يك مادر اختلاف مىكنند چه رسد به فرزندان زنان مختلف . مطيع حكومت و قرين جماعت