محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3703

تاريخ الطبرى ( فارسي )

باشيد ، كردارتان بهتر از گفتار باشد كه من خوش دارم كه مرد به عمل بيشتر از سخن باشد ، از خيره گويى و خطاى گفتار بپرهيزيد ، كه باشد كه مرد را قدم بلغزد و به هلاكت افتد . حق ملازمان خويش را بشناسيد ، كسى كه صبح و پسين پيش شما آيد همين خدمت او را بس ، بخشش را بر امساك برگزينيد . مرد عرب كه چون وعده دهى پيش روى تو جان دهد ، وقتى با وى نيكى كنى چه مىكند ؟ در كار نبرد تأمل و تدبير كنيد كه در كار نبرد ، از شجاعت سودمندتر است و چون تلاقى شود قضا فرود آيد ، اگر كسى دور انديشى كند و بر دشمن چيره شود گويند : به كار از راهش در آمد و ظفر يافت و او را ستايش كنند و اگر از پس تأمل ظفر نيافت گويند : خطر نكرد و تباهى نياورد ، قضا غالب بود . از خواندن قرآن و آموختن سنت و رسوم صلحا باز نمانيد در مجالس خويش از سبكسرى و پرگويى بپرهيزيد . يزيد را جانشين خويش مىكنم حبيب را به كار سپاه مىگمارم تا آنها را پيش يزيد برساند ، با يزيد مخالفت مكنيد . » گويد : مفضل گفت : « اگر يزيد را برترى نداده بودى ما او را برترى مىداديم . » گويد : آنگاه مهلب بمرد ، با حبيب وصيت كرده بود و حبيب بر او نماز كرد آنگاه سوى مرو رفت . يزيد ، درگذشت مهلب را براى عبد الملك نوشت و اينكه وى را جانشين خويش كرده است . گويد : به قولى مهلب به هنگام مرگ و وصيت گفته بود اگر كار به دست من بود سرور فرزندانم حبيب را به كار مىگماشتم . گويد : درگذشت وى در ذى حجه بود به سال هشتاد و دوم . گويد : نهار بن توسعهء تميمى در رثاى وى شعرى گفت به اين مضمون : « بدانيد كه از پس مهلب « غزاى غنا بخش برفت