محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3692
تاريخ الطبرى ( فارسي )
پيش وى آمدند عبد الرحمن بن عباس مطلبى بود كه بدين شهره بود كه پس از برون شدن ابن اشعث از بصره به مدت سه روز در آنجا با حجاج نبرد كرده بود . وقتى اين خبر به عبد الملك بن مروان رسيد گفت : « خدا عدى الرحمان را بكشد كه فرار كرد اما جوانان قريشى سه روز پس از او جنگ كردند . » گويد : حجاج از بصره بيامد و در دشت راه پيمود تا ما بين قادسيه و عذيب رسيد . وى را از ورود به قادسيه مانع شدند . ابن اشعث ، عبد الرحمن بن عباس مطلبى را با سپاهى انبوه از مردم كوفه و بصره به مقابلهء او فرستاد كه نگذاشتند وارد قادسيه شود . آنگاه هماهنگ وى راه پيمودند تا به وادى السباع رسيدند . آنگاه برفتند تا حجاج در دير قره فرود آمد و عبد الرحمن بن عباس در دير الجماجم فرود آمد . پس از آن ابن اشعث نيز بيامد و در دير الجماجم جا گرفت و حجاج همچنان در دير قره بود . بعدها حجاج مىگفته بود مگر عبد الرحمن وقتى ديد كه من در دير قره جاى دارم و او در دير الجماجم جاى گرفته فال نمىزد . گويد : مردم كوفه و بصره و مرزداران و پادگانها در دير الجماجم فراهم آمدند و نيز قاريان دو شهر دربارهء جنگ با حجاج همسخن شدند كه همگى وى را منفور داشتند . در اين هنگام يكصد هزار جنگاور بودند ، از جمله مقررى بگيران ، و به همين شما را از آزادشدگان خويش همراه داشتند گويد : براى حجاج نيز از آن پيش كه در دير قره فرود آمد از طرف عبد الملك ابن مروان كمك رسيده بود . حجاج پيش از آنكه در دير قره جاى گيرد مىخواسته بود به طرف هيت و ناحيه جزيره رود به اين منظور كه نزديك شام و جزيره باشد ، كه كمك شام از نزديك به دو رسد و نيز به جزيره كه قيمتهاى آن از آن بود نزديك باشد ، اما چون به دير قره رسيد گفت : « اين منزلگاه از امير مؤمنان دور نيست . فلاليج و عين التمر نيز مجاور ماست » و آنجا فرود آمد اما به دور اردوگاه خود خندق زده بود . ابن اشعث نيز خندق زده بود .