محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3687
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كردند . گويد : يكى از مردم ازد ، از تيرهء جهاضم ، به نام عقبة بن عبد الغافر كه صحبت پيمبر يافته بود شتابان بيامد و با عبد الرحمن بر نبرد حجاج بيعت كرد . گويد : حجاج به دور خويش خندق زد ، عبد الرحمن نيز به دور بصره خندق زد . ورود عبد الرحمن به بصره در آخر ذى حجه سال هشتاد و يكم بود . در اين سال سليمان بن عبد الملك سالار حج بود . از ابو معشر چنين روايت كردهاند ، واقدى نيز چنين گفته است . تولد ابن ابى ذئب در اين سال بود . در اين سال عامل مدينه ابان بن عثمان بود ، عامل عراق و مشرق ، حجاج بن يوسف بود . عامل جنگ خراسان مهلب بود . و عامل خراج آنجا مغيرة بن مهلب بود از جانب حجاج . قضاى كوفه با ابو برده پسر ابو موسى بود ، قضاى بصره با عبد الرحمن بن اذينه بود . آنگاه سال هشتاد و دوم درآمد . سخن از حوادث سال هشتاد و دوم از جمله حوادث سال ، نبردهايى بود كه در زاويه ميان حجاج و عبد الرحمن رخ داد . ا بن زبير همدانى گويد : ورود عبد الرحمن به بصره در آخر ذى حجه بود ، در محرم سال هشتاد و دوم نبرد كردند ، روزى از دو سوى حمله آغاز كردند و نبردشان سخت شد و مردم عراق آنها را هزيمت كردند كه تا پيش حجاج رفتند و عراقيان بر كنار خندقها با آنها نبرد كردند و همه قرشيان و ثقفيان هزيمت شدند . عبيد بن موهب غلام حجاج در اين باب شعرى دارد به اين مضمون :