محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3615

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ابن عبد الرحمن حكمى ناگوار آمد و گفت : « سفيان را سوى كسى مىفرستى كه هزيمتش كرده‌ام و يكه سواران اصحابش را كشته‌ام » گويد : سفيان را نيز پس از دو ماه فرستاد . گويد : شبيب در كرمان ببود تا نيرو گرفت و او و يارانش بياسودند ، آنگاه حركت كرد و راه بازگشت گرفت ، سفيان پاى پل دجيل اهواز به مقابله او رفت . حجاج به حكم بن ايوب كه شوهر دختر حجاج و عامل وى بر بصره بود نوشته بود : « اما بعد ، يكى دلير و معتبر از مردم بصره را با چهار هزار كس به مقابلهء شبيب فرست و بگو به سفيان بن ابرد ملحق شود و شنوا و مطيع او باشد » گويد : حكم ، زياد بن عمرو عتكى را با چهار هزار كس فرستاد اما هنگامى كه سفيان با شبيب تلاقى كرد ، هنوز پيش وى نرسيده بود . گويد : وقتى ميان سفيان و شبيب به نزد پل دجيل تلاقى شد ، شبيب به طرف سفيان عبور كرد و ديد كه سفيان با پيادگان موضع گرفته : مهاجرين صيفى عذرى را بر سوارگان گماشته بشر بن حسان فهرى را بر پهلوى راست خويش نهاده و عمر بن هبيره فزارى را بر پهلوى چپ نهاده شبيب نيز با سه گروه از ياران خويش بيامد : وى با يك گروه بود . سويد با يك گروه بود . قعنب محلمى نيز با يك گروه بود . محلل بن وائل را نيز در اردوگاه خويش نهاده بود . گويد : وقتى سويد كه بر پهلوى راست شبيب بود بر پهلوى چپ سفيان حمله برد و قعنب كه بر پهلوى چپ شبيب بود بر پهلوى راست حريف حمله برد خود شبيب به سفيان حمله برد و مدتى از روز را نبرد كرديم ، عاقبت جدا شدند و به جايى رفتند كه در آنجا بوده بودند ، شبيب و يارانش بيش از سى بار به ما حمله كرده بودند كه در هيچ يك از حمله ها از صف خويش نرفته بوديم . سفيان بن ابرد به ما گفت : « پراكنده شويد فقط پيادگان سوى آنها حمله برند » گويد : به خدا پيوسته با نيزه و شمشير به آنها ضربت زديم تا آنها را به