محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3307

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : شبث گفت : « ديلمان به شما هجوم آورده‌اند و شما مىگوييد بهتر بود سورهء بقره و آل عمران را مىخواندى . » گويد : جمعشان سه هزار كس بود . گويد : پس شتابان بيامدم تا پيش مختار رسيدم و خبر شبث و يارانش را با وى بگفتم . وقتى پيش وى رسيدم سعر بن ابى سعر حنفى از جانب محلهء مراد شتابان بيامد ، وى از كسانى بود كه با مختار بيعت كرده بودند و شبى كه مختار قيام كرده بود از بيم مراقبان پيش وى آمدن نتوانسته بود و چون صبح شد بر اسب خويش بيامد و از ميدان طايفهء مراد گذشت كه اياس بن راشد آنجا بود . به دو گفتند : « به جاى خويش باش ، تو كيستى ؟ » و او بتاخت پيش مختار آمد و خبر راشد را با وى بگفت . من نيز خبر شبث را با وى بگفتم . گويد : پس مختار ابراهيم بن اشتر را با نهصد و به قولى ششصد پياده سوى راشد بن اياس فرستاد . نعيم بن هبيره برادر مصقلة بن هبيره را نيز با سيصد سوار و ششصد پياده فرستاد و به آنها گفت : « برويد تا با دشمن مقابل شويد ، و چون مقابل شديد با پيادگان موضع گيريد و شتاب كنيد و حمله آغازيد و هدف تيراندازان مشويد كه آنها از شما بيشترند و پيش من نياييد مگر غلبه يافته باشيد يا كشته شويد . » گويد : ابراهيم سوى راشد رفت . گويد : مختار ، يزيد بن انس را پيش از او با نهصد كس به محل مسجد شبث فرستاده بود نعيم بن هبيره نيز سوى شبث رفت . ابو سعيد صيقل گويد : من جزو كسانى بودم كه با نعيم بن هبيره سوى شبث رفتيم ، سعر بن ابى سعر حنفى نيز با من بود و چون پيش وى رسيديم ، با وى نبردى سخت كرديم . نعيم بن هبيره سعر بن ابى سعر حنفى را بر سواران گماشت و او با پيادگان برفت و با آنها نبرد كرد تا آفتاب بر آمد و پهن شد ، آنها را چندان بزديم تا