محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3570

تاريخ الطبرى ( فارسي )

شده بودند . و چون بشر را بكشتند و يارانش هزيمت شدند به ابو ضريس وابستهء بنى تميم كه جانشين بشر بن غالب بود حمله بردند و او را هزيمت كردند كه تا محل اعين رسيد و آنجا به او و اعين حمله بردند و هر دو را هزيمت كردند و تا به نزد زايدة بن قدامه پيش راندند و چون پيش زايده رسيدند وى پياده شد و بانگ زد كه اى مسلمانان ، زمين ، زمين ، سوى من آييد ، سوى من آييد ، مبادا آنها بر كفرشان از شما بر ايمانتان ثابتقدمتر باشند . گويد : زايده همه شب با آنها بجنگيد تا سحر شد آنگاه شبيب با گروهى از ياران خويش به دو حمله برد و او و يارانش را بكشت كه پيكرهاشان به دور وى افتاده بود . عبد الرحمان بن جندب گويد : آن شب شنيدم كه زايدة بن قدامه بانگ برداشته بود و مىگفت : « اى مردم ! صبورى كنيد و ثبات ورزيد . شما كه ايمان داريد ، اگر خدا را يارى كنيد ياريتان كند و قدمهايتان را ثبات دهد » [ 1 ] و همچنان با آنها نبرد كرد و پيش رفت و روى نگردانيد تا كشته شد . فروة بن لقيط گويد : ابو الصقر شيبانى مىگفت كه زايدة بن قدامه را او كشته بود اما ديگرى نيز به نام فضل پسر عامر با وى در اين باب سخن داشت . گويد : وقتى شبيب زائدة بن قدامه را بكشت ابو الضريس واعين به قصرى بزرگ در آمدند شبيب به ياران خويش گفت : « شمشير از كسان بر داريد و آنها را به بيعت بخوانيد » هنگام سپيده دم بود كه آنها را به بيعت خواندند . عبد الرحمان بن جندب گويد : من جزو كسانى بودم كه پيش وى رفتند و بيعت كردند ، توقف كرده بود ، بر اسبى بود و سوارانش در اطراف او توقف كرده بود ، هر كه مىآمد با او بيعت كند شمشيرش را از دوشش بر مىداشتند و سلاحش

--> [ 1 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا الله يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ 47 : 7 . محمد آيهء 7