محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3518
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفت : « طخارستان » گفت : « از آن تو باشد . » گويد : بكير آماده شد و مال بسيار خرج كرد اما بحير به اميه گفت : « اگر بكير به طخارستان رود ترا خلع كند » و پيوسته او را بيم داد تا بيمناك شد و گفت پيش او بماند . در اين سال حجاج بن يوسف سالار حج بود ، چنان كه محمد بن عمر گويد حجاج از آن پيش كه به مدينه رود قضاى آنجا را به عبد الله بن قيس بن مخرمه داده بود ، مدينه و مكه با حجاج بود ، عامل كوفه و بصره بشر بن مروان بود ، عامل خراسان امية بن عبد الله بود ، قضاى كوفه با شريح بن حارث بود و قضاى بصره با هشام بن هبيره . گويند : عبد الملك بن مروان در اين سال عمره كرد ، اما صحت اين را نمىدانيم . آنگاه سال هفتاد و پنجم در آمد . سخن از حوادث سال هفتاد و پنجم از جمله حوادث سال اين بود كه محمد بن مروان به غزاى تابستانى رفت كه روميان از جانب مرعش آمده بودند . در همين سال عبد الملك يحيى بن حكم بن ابى العاص را ولايتدار مدينه كرد . در همين سال عبد الملك حجاج بن يوسف را ولايتدار عراق كرد ، بدون خراسان و سيستان . در اين سال حجاج به كوفه آمد .