محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3515

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« اما بعد ، وقتى مردم از وفات امير كه خدايش رحمت كناد خبر « يافتند پراكنده شدند و كس با ما نماند . سوى امير و سوى شهرمان « آمده‌ايم و دوست داريم كه بىاجازه و اطلاع امير به كوفه در نياييم . » عمرو بن حريث به آنها نوشت : « اما بعد ، شما جاهاى خويش را رها كرده‌ايد و به نافرمانى و « مخالفت آمده‌ايد و پيش ما اجازه و امان نداريد » وقتى اين نامه به آنها رسيد منتظر ماندند تا شب در آمد و به خانه هاى خويش رفتند و همچنان ببودند تا حجاج بن يوسف بيامد . در اين سال عبد الملك ، بكير بن وشاح را از خراسان برداشت و امية بن عبد الله بن خالد بن اسيد را ولايتدار آنجا كرد . سخن از سبب عزل بكير و ولايتدارى اميه به گفتهء ابو الحسن ولايتدارى بكير بن وشاح بر خراسان تا وقتى كه اميه به ولايتدارى آنجا آمد دو سال بود كه ابن خازم به سال هفتاد و دوم كشته شد و اميه به سال هفتاد و چهارم آمد . سبب عزل بكير از خراسان بطورى كه در روايت مفضل آمده چنان بود كه وقتى بحير دربارهء سر ابن خازم هنگامى كه او را كشته بود چنان كرد كه از پيش ياد كرديم بكير بن وشاح او را بداشت و همچنان به نزد وى محبوس بود ، تا عبد الملك امية ابن عبد الله بن خالد را ولايتدار كرد ، و چون بكير خبر يافت كس پيش بحير فرستاد با وى صلح كند اما بحير نپذيرفت گفت : « بكير پندارد كه خراسان براى وى متفق مىماند » گويد : فرستادگان ميان آنها رفت و آمد كردند و بحير امتناع داشت . ضرار بن