محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3444
تاريخ الطبرى ( فارسي )
من دارد از خودم دفاع مىكنم ، خلافت را نمىخواهم مگر آنكه دربارهء آن ، دو كس ، با من مخالفت نكنند ، پيش ابن زبير برو و با او سخن كن ، پيش نجده برو » گويد : « پيش ابن زبير رفتم و سخنانى مانند آنچه با ابن حنفيه گفته بودم با وى گفتم » گفت : « من كسى هستم كه مردم بر من فراهم آمدهاند و با من بيعت كردهاند و اينان مخالفانند » گفتم : « خير ترا در اين مىبينم كه دست بدارى » گفت : « چنين مىكنم » گويد : آنگاه پيش نجدهء حرورى رفتم كه با ياران خويش بود ، عكرمه وابستهء ابن عباس نيز به نزد وى بود كه به دو گفتم : « از يار خويش براى من اجازه بخواه » گويد : پس او به درون رفت ، طولى نكشيد كه به من اجازه داد كه پيش وى رفتم و حرمت كردم و نظير سخنانى را كه با آن دو كس گفته بودم با وى نيز بگفتم . » گفت : « من با هيچكس نبرد آغاز نمىكنم ولى هر كه نبرد آغاز كند با وى نبرد مىكنم » گفتم : « چنين ديدم كه آن دو كس سر نبرد تو ندارند . » گويد : آنگاه پيش پيروان بنى اميه رفتم و نظير سخنانى را كه با اين كسان گفته بودم با آنها نيز بگفتم . گفتند : « ما بر آنيم كه با هيچكس نبرد آغاز نكنيم مگر با ما به نبرد آيد . » گويد : جزو اين پرچمها ، قومى آرامتر و مسالمتجوىتر از ابن حنفيه نديدم . ابو جعفر گويد : در اين سال عامل ابن زبير بر بصره و كوفه برادرش مصعب بود ، قضاى بصره با هشام بن هبيره بود ، قضاى كوفه با عبد الله بن عتبة بن مسعود