محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3443
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مروان را از تو برداشتم ، اينك ابن حر قيس را هجا مىگويد . » گويد : پس از آن چنان شد كه تنى چند از بنى سليم ابن حر را گرفتند و اسير كردند و او گفت كه من در قصيدهء خويش دربارهء قيس عيلان چنين گفتهام : « مگر مردم قيس عيلان را نديدى « كه با نيزه و تير بسوى ما آمدند . » و يكى از آنها به نام عياش او را بكشت . ابو جعفر گويد : در اين سال چهار پرچم به عرفات آمد . ابو عون گويد : به سال شصت و هشتم در عرفات چهار پرچم بود ابن حنفيه با يارانش يك پرچم داشت . ابن زبير يك پرچم داشت و جايى ايستاده بود كه اكنون جاى مقدم است . آنگاه ابن حنفيه با يارانش برفتند و پهلوى ابن زبير ايستادند ، نجده حرورى پشت سر آنها بود و پرچم بنى اميه طرف چپشان بود . گويد : نخستين پرچمى كه برفت پرچم ابن حنفيه بود ، آنگاه نجده از پى آن رفت پس از آن پرچم بنى اميه ، پس از پرچم ابن زبير و كسان از پى آن برفتند . نافع گويد : ابن عمر آن شب با ابن زبير آمده بود و چون رفتن وى تأخير شد و ابن حنفيه و نجده و بنى اميه رفته بودند ، ابن عمر گفت : « ابن زبير منتظر كار جاهليت است » و برفت و ابن زبير از دنبال وى برفت . محمد بن جبير به نقل از پدرش گويد : از فتنه بيمناك بودم ، پيش همهء آنها رفتم ، پيش ابن حنفيه رفتم كه در شعب بود گفتم : « اى ابو القاسم از خداى بترس كه ما در مشعر حراميم و شهر حرام ، و كسانى كه سوى كعبه آمدهاند واردان خدايند حجشان را تباه مكن » گفت : « به خدا چنين قصدى ندارم و كسى را از خانه باز نمىدارم هيچكس از زايران از جانب من آسيب نخواهد ديد ، فقط در قبال ابن زبير و تقاضايى كه از