محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3439
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نپذيرفت . گويد : پس از آن مصعب ابرد بن قره رياحى را با گروهى سوى ابن حر فرستاد و با وى نبرد كرد اما ابن حر او را هزيمت كرد و ضربتى به صورتش زد . گويد : پس از آن مصعب حريث بن زيد - يا يزيد - را سوى او فرستاد كه عبيد الله با وى هماوردى كرد و او را بكشت . گويد : پس از آن مصعب ، حجاج بن حارثه خثعمى و مسلم بن عمرو را سوى ابن حر فرستاد كه به نزديك رود صرصر با وى تلاقى كردند ، ابن حر با آنها نبرد كرد و هزيمتشان كرد . گويد : پس از آن مصعب جمعى را پيش وى فرستاد كه دعوتش كنند كه امانش دهد و مال دهد و او را به هر ولايتى كه مىخواهد بگمارد ، اما نپذيرفت و سوى نرسى رفت كه دهقان آنجا طيزجشنس با مال فلوجه گريزان شد . ابن حر ، به تعقيب وى رفت تا دهقان به عين التمر رسيد كه بسطام بن مصقلة بن هبيره شيبانى عامل آنجا بود و دهقان به آنها پناه برد كه به مقابله ابن حر ، آمدند و با وى نبرد كردند سواران بسطام يكصد و پنجاه كس بودند . گويد : ابن حر ، يونس بن هاعان همدانى را كه از مردم خيوان بود به هماوردى طلبيد و او گفت : « بدترين روزگار ، آخر آنست ، گمان نداشتم چندان بمانم كه كسى مرا به هماوردى بخواند » پس به هماوردى وى آمد . ابن حر ضربتى به دو زد كه زخمى شد ، پس از آن دست و گريبان شدند و هر دو از اسب بيفتادند . ابن حر عمامهء يونس را بر گرفت و بازوهاى وى را ببست آنگاه سوار شد گويد : حجاج بن حارثهء خثعمى پيش آمد و به عبيد الله بن حر حمله برد كه او را نيز اسير كرد . گويد : بسطام بن مصقله با مجشر هماوردى كرد و چندان ضربت به هم زدند كه از يك ديگر بيزار شدند ، عاقبت بسطام بر او تفوق يافت ، و چون ابن حر اين را