محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3404

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كرده‌اند و اينك نوبت شماست حمله بريد و از خدا كمك جوييد و پايمردى كنيد . » گويد : كسانى كه با وى بودند حمله اى سخت بردند و ياران مختار را به سختى در هم شكستند و آنها را عقب راندند . عبد الله بن عمرو نهدى كه از اهل صفين بود گفت : « خدايا من بر همانم كه در شب پنجشنبه صفين بودم خدايا از كار اينان يعنى يارانش كه هزيمت شده بودند بيزارم و از اين كسان نيز يعنى ياران مصعب بيزارم » آنگاه با شمشير خويش نبرد كرد تا كشته شد . گويد : اسب مالك بن عمرو نهدى ، ابو نمران ، را كه سالار پيادگان بود پيش وى بردند كه بر نشست . ياران مختار به شدت در هم شكسته شدند ، گفتى بيشه اى بودند كه حريق در آن افتاده بود . مالك وقتى بر نشست گفت : « از بر نشستن چه سود ، به خدا اگر اينجا كشته شوم بهتر از آن است كه در خانه‌ام بكشندم ، اهل نصرت كجايند ، اهل ثبات كجايند ؟ » گويد : در حدود پنجاه كس سوى وى آمدند كه بر ياران محمد بن اشعث حمله برد و اين به هنگام شب بود . محمد بن اشعث با بيشتر يارانش در سمت وى كشته شدند ، بعضىها گفته‌اند او محمد بن اشعث را كشته بود ، ابو نمران را نيز پهلوى وى كشته يافتند ، مردم كنده پندارند كه عبد الملك بن اشاءة كندى او را كشت كه وقتى مختار با ياران خويش بر كشتهء محمد بن اشعث گذشت گفت : « اى گروه ياران ، بر روبهان حيله گر حمله بريد » و چون حمله بردند ابو نمران كشته شد . مردم خثعم پنداشته‌اند كه عبد الله بن قراد او را كشته بود . ابو مخنف گويد : از عوف بن عمرو جشمى شنيدم كه يكى از غلامان آنها وى را كشته بود . بدين سان چهار كس دعوى كشتن وى را داشتند و پنداشتند كه هر كدام به تنهايى او را كشته‌اند . گويد : ياران سعيد بن منقذ هزيمت شدند و او با گروهى از قوم خويش ، در حدود هفتاد كس ، نبرد كردند تا كشته شدند . سليم بن يزيد كندى نيز