محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3402

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آن در رودها افتاد و كشتىهاى مردم بصره در گل ماند و چون اين را بديدند از كشتىها برون شدند و به راه افتادند ، سوارانشان نيز به تاخت بيامدند تا نزديك بند رسيدند و آن را شكستند و راه كوفه گرفتند . گويد : و چون مختار اين را بديد سوى آنها آمد و در حرورا فرود آمد و ميان آنها و كوفه حايل شد ، قصر خويش را با مسجد استوار كرده بود و لوازم حصار آنجا برده بود . گويد : پس مصعب سوى وى آمد كه در حرورا بود و عبد الله بن شداد را بر - كوفه جانشين خويش كرده بود ، مختار به مقابلهء مصعب رفت . سليم بن يزيد كندى را بر پهلوى راست خويش نهاده بود ، سعيد بن منقذ ثورى را بر پهلوى چپ نهاده بود ، عبد الله بن قراد خثعمى آن روز سالار نگهبانان وى بود ، عمرو بن عبد الله نهدى را بر سواران گماشته بود و مالك بن عمرو نهدى را بر پيادگان گماشته بود . گويد : مصعب نيز مهلب بن ابى صفره را بر پهلوى راست خويش نهاده بود . عمير بن عبيد الله تيمى را بر پهلوى چپ نهاده بود ، عباد بن حبطى سالار سواران بود ، مقاتل بن مسمع بكرى سالار پيادگان بود ، خود مصعب پياده شده بود و راه مىرفت و كمانى به دوش آويخته بود . گويد : مصعب ، محمد بن اشعث را سالار مردم كوفه كرد . محمد بيامد و در جانب مغرب و طرف راست ، ما بين مصعب و مختار ، جاى گرفت . گويد : و چون مختار اين را بديد براى مقابله با مردم هر يك از پنج ناحيه بصره ، يكى از ياران خويش را روانه كرد . سعيد بن منقذ پهلودار چپ را سوى بكر بن وائل فرستاد كه سالارشان مالك بن مسمع بكرى بود ، عبد الرحمن بن شريح شبامى را كه عهده دار بيت المال وى بود سوى عبد القيس فرستاد كه سالارشان مالك ابن منذر بود . عبد الله بن جعدهء قرشى مخزومى را سوى مردم بيرون شهر فرستاد