محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3388
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آزادگان بنى اسرائيل چنان نكرد كه پسر مرجانه با خاندان پيمبر خدا كرد كه خدا ناپاكى از آنها ببرده و پاكيزه شان داشته بود ، اينك خدا شما را آورده و او را نيز پيش شما آورده اميدوارم شما را در اينجا فراهم آورد تا دلتان را به ريختن خون وى خنك كند ، كه خدا مىدانسته كه به خونخواهى خاندان پيمبرتان آمدهايد . » گويد : ابراهيم از پهلوى راست تا پهلوى چپ ميان كسان برفت و به كار جهاد ترغيبشان كرد ، آنگاه بازگشت و زير پرچم خويش جاى گرفت و حريفان سوى وى آمدند . ابن زياد حصين بن نمير سكونى را بر پهلوى راست خويش نهاده بود . عمير ابن حباب سلمى را بر پهلوى چپ نهاده بود ، شرحبيل بن ذى الكلاع سالار سواران بود . خود عبيد الله با پيادگان مىرفت . گويد : و چون دو صف نزديك شدند ، حصين بن نمير با پهلوى راست مردم شام به پهلوى چپ مردم كوفه كه على بن مالك جشمى عهده دار آن بود حمله آورد . على شخصا در مقابل وى ثبات ورزيد و كشته شد . پس از آن قرة بن على پرچم او را گرفت كه او نيز كشته شد . گروهى از محافظان نيز با وى كشته شدند و پهلوى چپ هزيمت شد . گويد : آنگاه عبد الله بن ورقاء سلولى برادر زاده حبشى بن جناده صحابى پيمبر خدا پرچم على بن مالك جشمى را بگرفت و پيش روى پهلوى چپ رفت كه هزيمت شده بودند و گفت : « اى نگهبانان خدا سوى من آييد » و بيشترشان سوى وى آمدند كه گفت : « اينك سالارتان نبرد مىكند ، بياييد سوى وى رويم » پس برفت تا پيش ابراهيم رسيد و ديد كه او سر خويش را برهنه كرده بود و بانگ مىزد : « اى نگهبانان خدا پيش من آييد كه من پسر اشترم بهترين فراريان شما آن كسانند كه باز حمله كنند كسى كه باز آيد بد نكرده » و يارانش سوى وى تاختند . گويد : آنگاه ابراهيم كس پيش سالار پهلوى راست فرستاد كه بر پهلوى چپ آنها حمله بر كه اميد داشت عمير بن حباب چنان كه گفته بود هزيمت شود ، سالار