محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2777
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از حوادث سال چهل و چهارم از جمله حوادث سال آن بود كه مسلمانان با عبد الرحمان بن وليد به ديار روم رفتند و زمستان را آنجا گذرانيدند ، و نيز غزاى بسر بن ابى ارطاة بود به دريا . در همين سال معاويه عبد الله بن عامر را از بصره معزول كرد . سخن از سبب عزل ابن عامر سبب قضيه اين بود كه ابن عامر مردى نرمخوى و بخشنده بود و از بىخردان جلوگيرى نمىكرد و به همين سبب در ايامى كه عامل معاويه بود بصره به تباهى رفت . يزيد باهلى گويد : ابن عامر پيش زياد از فساد كسان و ظهور خباثت شكوه كرد . زياد گفت : « تيغ در آنها نه . » گفت : « خوش ندارم آنها را اصلاح كنم و خويشتن را تباه » ابو الحسن گويد : ابن عامر نرمخوى و آسانگير بود و در كار ولايتدارى سهل انگار ، در حكومت وى عقوبت نبود و دست دزد بريده نمىشد . در اين باب با وى سخن كردند ، گفت : « مرا با كسان الفت است ، چگونه در كسى بنگرم كه دست پدر و برادرش را بريدهام ؟ » مسلمة بن محارب گويد : ابن كوا پيش معاويه رفت . نام ابن كوا عبد الله بن اوفى بود ، معاويه از او دربارهء كسان پرسيد . ابن كوا گفت : « اما مردم بصره بىخردان بر آن چيرهاند و عامل آنجا ناتوان است »