محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3198

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به خدا شاهد نياوردند و قسم ياد كردن از او نخواستند و بر او تاختند و خونش بريختند . چيزهايى را كه بر او عيب گرفتى شنيدم كه چنان نبود و شايستهء هر گونه نيكى بود و من شما و حاضران را شاهد مىكنم كه در دنيا و آخرت دوست پسر عفانم و دوست دوستانش و دشمن دشمنانش ، خدا از تو اى دشمن خدا بيزار باشد . » عبيده گفت : « از شما بيزار باشد اى دشمنان خدا . » و قوم پراكنده شدند . گويد : آنگاه نافع بن ازرق حنظلى و عبد الله بن صفار سعدى صريمى و عبد الله ابن اباض ، او نيز صريمى ، و حنظلة بن بيهس و عبيد الله و زبير پسران ماحوز از بنى سليط سوى بصره رفتند و ابو طالوت زمانى و عبد الله بن ثور قيسى ، ابو فديك ، و عطية بن اسود يشكرى سوى يمامه رفتند و با ابو طالوت به يمامه تاختند . پس از آن بر نجدة بن عامر حنفى فراهم آمدند . اما خوارج بصرى سوى بصره رفتند و همگى عقيدهء ابو بلال داشتند . ابو المثنى به نقل از يكى از ياران بصرى خويش گويد : خوارج فراهم آمدند و بيشترشان گفتند : « بايد كسانى از ما در راه خدا قيام كنند كه از وقت قيام يارانمان فترتى بوده است . علماى ما در اين سرزمين بمانند و چراغهاى كسان باشند و آنها را سوى دين دعوت كنند و صاحبان كوشش و پرهيز قيام كنند و با پروردگار پيوند گيرند و شهيدان باشند زنده و روزى خور به نزد خداى . » گويد : نافع ابن ازرق داوطلب شد و با سيصد كس پيمان كرد و قيام كرد و اين به وقتى بود كه مردم بر عبيد الله بن زياد شوريده بودند و خوارج ، در زندانها را شكسته بودند و برون شده بودند . مردم به جنگ ازد و ربيعه با بنى تميم و قيس دربارهء خون مسعود بن عمرو سرگرم بودند خوارج از اشتغال مردم با همديگر فرصت يافته بودند و آمادگى يافته بودند و فراهم آمده بودند و چون نافع بن ازرق قيام كرد پيرو او شدند . مردم بصره بر عبد الله بن حارث توافق كردند كه امامت نماز كند . ابن زياد نيز سوى شام رفت . ازد و بنى تميم صلح كردند و مردم به خوارج پرداختند و دنبالشان كردند و بترسانيدند تا باقيمانده شان از