محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3186
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« نكردهاند شهيدانند كه پيش پروردگارشان روزى مىخورند با صبر و « جانسپارى به پيشگاه خدا رفتند كه ثواب صابران به ايشان داد يارانتان « كه دست بسته كشته شدند و باستم آويخته شدند و اعضايشان بريده شد و « ستم ديدند زيان نديدهاند كه اكنون زنده نيستند و به گناهان شما مبتلا « نيستند ، خدا برايشان انتخاب كرد و به پيشگاه پروردگارشان رفتند و خدا « ان شاء الله پاداششان بداد . خدايتان رحمت كند در سختى و جنگ صبورى « كنيد و هر چه زودتر به پيشگاه خدا توبه بريد كه شما درخور آنيد كه « هر كس از يارانتان به طلب پاداش خداى ، بر بليه اى صبورى كرده « شما نيز به طلب ثواب به مانند آن صبورى كنيد و هر كه با عملى رضاى « خدا طلبيده و گرچه به كشته شدن ، شما نيز به وسيله آن رضاى خدا « طلبيد . پرهيزكارى بهترين توشهء اين جهان است و هر چه جز آن است « فنا مىشود و نابود كه بايد از آن چشم بپوشيد . طالب خانهء عافيت باشيد « و پيكار دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمن خاندان پيمبرتان ، تا با توبه و « شوق به پيشگاه خدا رويد . خدا ما و شما را زندگى نيكو دهد و ما و شما « را از جهنم برهاند و چنان كند كه مرگتان كشته شدن باشد به دست كسانى « كه خدايشان بيشتر از همهء مخلوق خويش منفور دارد و بيشتر از همگان « با وى دشمنند كه او هر چه بخواهد تواند و براى دوستان خويش كار - « سازيها كند و سلام بر شما باد . » گويد : ابن صرد اين نامه را نوشت و همراه عبد الله بن مالك طايى براى سعد ابن حذيفه فرستاد . سعد نامهء وى را براى شيعيان مداين بخواند ، جمعى از مردم كوفه بودند كه مداين را پسنديده بودند و آنجا مقر گرفته بودند و هنگام مقررى و روزى گرفتن به كوفه مىآمدند و حق خويش را مىگرفتند و به مقر خويش باز - مىگشتند ، سعد نامهء سليمان بن صرد را براى آنها خواند آنگاه حمد خدا گفت و ثناى