محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3179

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« در همه خراسان در اثناى جنگ « مقتول بوديد و محبوس و فرارى « و آن روز كه ابن خازم در گودال در ميانتان گرفت ، « كه جز خندقها گورى نيافتيد « و روزى كه ابن مرثد را ميان غبار رها كرديد . « و روزى كه اوس را رها كرديد « كه برفت وارد و نيز . » زهير بن هنيد به نقل از پدر بزرگ مادريش گويد : در آن روز از مردم بكر بن وائل هشت هزار كس كشته شد . يكى از مردم خراسان به نام تميمى به نقل از يكى از غلامان ابن خازم گويد : ابن خازم در هرات با اوس بن ثعلبه جنگ كرد و ظفر يافت ، اوس فرار كرد و ابن خازم بر هرات تسلط يافت و پسر خويش محمد را آنجا گماشت شماس بن دثاى عطاردى را نيز به او پيوست . بكير بن وشاح را بر نگهبانان وى گماشت و به آنها گفت : « وى را بپروريد كه خواهرزادهء شما است . » كه مادرش از بنى سعد بود و صفيه نام داشت . به محمد نيز گفت : « مخالفت آنها مكن . » آنگاه ابن خازم به مرو بازگشت . ابو جعفر گويد : در اين سال شيعيان در كوفه به جنبش آمدند و وعده نهادند كه به سال شصت و پنجم براى حركت سوى شام و خونخواهى حسين در نخيله فراهم آيند و در اين باب نامه نوشتند . سخن از آغاز جنبش شيعيان براى خونخواهى حسين عبد الله بن عوف ازدى گويد : وقتى حسين بن على كشته شد و ابن زياد از