محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3180
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اردوگاه خويش در نخيله به كوفه آمد شيعيان همديگر را به ملامت گرفتند و پشيمانى كردند و چنان ديدند كه خطايى بزرگ كردهاند كه حسين را به يارى خواندهاند اما دعوت وى را اجابت نكردهاند كه در مجاورت ايشان كشته شده و ياريش نكردهاند . و چنان ديدند كه رسواييشان و گناهى كه در كار قتل حسين داشتهاند جز به كشتن قاتلان وى يا كشته شدن در اين راه پاك نمىشود . گويد : در كوفه پيش پنج كس از سران شيعه رفتند : سليمان بن صرد خزاعى كه صحبت پيمبر داشته بود ، مسيب بن نجبهء فزارى كه از ياران على و نيكانشان بود و عبيد الله بن سعد ازدى و عبد الله بن وال تيمى و رفاعة بن شداد بجلى . آنگاه اين پنج كس كه از بهترين ياران على بودند در خانهء سليمان بن صرد فراهم آمدند و كسانى از نيكان و سران شيعه نيز با آنها بودند . گويد : و چون در خانهء سليمان بن صرد فراهم شدند ، مسيب بن نجبه زودتر از همه سخن آغاز كرد ، حمد خدا گفت و ثناى او كرد و صلوات پيمبر خدا گفت آنگاه گفت : « اما بعد ، ما به طول عمر مبتلا شدهايم و معرض فتنه هاى - « گونه گون شدهايم و از پروردگارمان مىخواهيم كه از جمله كسان نباشيم كه « فردا به ما مىگويد : « مگر آنقدر عمرتان نداديم كه هر كه پند گرفتنى بود « در طى آن پند گيرد و بيمرسان نيز بيامدتان . » [ 1 ] « امير مؤمنان فرموده : مقدار عمرى كه خدا در اثناى آن حجت « بر فرزند آدم تمام مىكند شصت سال است . در ميان ما كسى نيست كه به « اين مدت نرسيده باشد ، چنان بود كه ما به تمجيد خويشتن و تحسين « ياران خويش علاقه داشتيم ، تا خدا نيكان ما را امتحان كرد و ما را در دو
--> [ 1 ] أَ وَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيه من تَذَكَّرَ وَجاءَكُمُ النَّذِيرُ 35 : 37 فاطر آيه 36