محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3172
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از فتنهء عبد الله بن خازم در خراسان مسلمة بن محارب گويد : سلم بن زياد از تحفه هاى سمرقند و خوارزم كه به دست آورده بود همراه عبد الله بن خازم براى يزيد بن معاويه فرستاد و سلم همچنان ولايتدار خراسان بود تا يزيد بن معاويه بمرد و از پس وى معاويه بن يزيد نيز بمرد و خبر مرگ وى به سلم رسيد و نيز از كشته شدن يزيد بن زياد در سيستان و اسارت ابى عبيدة بن زياد خبر يافت اما خبرها را نهان داشت . ابن عراده شعرى گفت و وى را ملامت كرد و چون شعر ابن عراده رواج يافت سلم مرگ يزيد بن معاويه و معاوية بن يزيد را علنى كرد و مردم را دعوت كرد كه به دلخواه بيعت كنند تا وقتى كه كار مردم بر خليفه اى قرار گيرد كه با وى بيعت كردند و دو ماه بر اين قرار ببودند آنگاه مخالفت وى كردند . على بن محمد گويد : پيرى از مردم خراسان مرا گفت : « مردم خراسان هيچ اميرى را مانند سلم بن زياد دوست نداشته بودند و در آن سالها كه سلم در خراسان بود بيشتر از بيست هزار مولود را به خاطر دوستى كه با سلم داشتند ، سلم نام كردند . » حفص ازدى به نقل از عموى خويش گويد : وقتى مردم خراسان مخالفت آغاز كردند و بيعت سلم را شكستند ، سلم از خراسان در آمد و مهلب بن ابى صفره را نايب خويش كرد و چون به سرخس رسيد سليمان بن مرثد يكى از بنى قيس بن ثعلبه او را بديد و گفت : « كى را در خراسان نهادى ؟ » گفت : « مهلب را . » گفت : « از مردم نزار كسى را نيافتى كه يكى از يمنيان را ولايتدار كردى ؟ » گويد : پس سلم ولايت مروروذ و فارياب و طالقان و گسوزگان را به دو داد .