محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3173

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اوس بن ثعلبه صاحب قصر اوس بصره را بر هرات گماشت و برفت و چون به نيشابور رسيد عبد الله بن خازم او را بديد و گفت : « كى را ولايتدار خراسان كردى ؟ » كه با وى بگفت كه گفت : « در ميان مضر يكى را نيافتى كه خراسان را ميان مردم بكر بن وايل و يمن و عمان تقسيم كردى ؟ » آنگاه به دو گفت : « فرمان خراسان را به نام من بنويس . » گفت : « مگر من ولايتدار خراسانم . » گفت : « فرمانى به نام من بنويس و كارت نباشد . » گويد : پس فرمان خراسان را به نام وى نوشت . ابن خازم گفت : « اكنون يكصد هزار درم به من كمك كن . » سلم بگفت تا يكصد هزار درم به دو دادند و او سوى مرو رفت . گويد : مهلب بن ابى صفره خبر يافت و بيامد و يكى از مردم بنى جشم را جانشين خويش كرد . محمد ضبى گويد : وقتى عبد الله بن خازم با فرمان سلم بن زياد سوى مرو رفت جشمى مانع او شد و ميانشان زد و خوردى شد و سنگى به پيشانى جشمى خورد و از هم جدا شدند و جشمى مروروذ را به دست وى رها كرد و ابن خازم وارد مرو روذ شد و دو روز پس از آن جشمى بمرد . رشيد گوزگانى گويد : وقتى يزيد بن معاويه بمرد و پس از او معاوية بن يزيد نيز بمرد مردم خراسان بر عمال خويش تاختند و آنها را بيرون كردند و هر قومى بر ناحيه اى تسلط يافت و فتنه شد و ابن خازم بر خراسان چيره شد و جنگ رخ داد . ابو جعفر گويد : در روايت ابو نعامه چنين آمده كه عبد الله بن خازم بيامد و بر مرو تسلط يافت . آنگاه سوى سليمان بن مرثد رفت و در مرو روذ با وى مقابل شد و چند روز جنگ كرد و سليمان بن مرثد كشته شد . پس از آن عبد الله بن خازم با