محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3171

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كردند و جنگى سخت كردند كه ضحاك بن قيس فهرى و بيشتر يارانش كشته شدند و بقيه هزيمت شدند و پراكنده شدند . زفر بن حارث نيز با دو جوان از بنى سليم راهى را پيش گرفت . سواران مروان به تعقيبشان آمدند و چون دو جوان سلمى از رسيدن سواران مروان بيمناك شدند به زفر گفتند تو فرار كن كه ما كشته خواهيم شد زفر ، آنها را واگذاشت و برفت تا به قرقيسيا رسيد و مردم قيس بر او فراهم شدند و او را سر خويش كردند . - - اين دو صفحه اشعار بوده و ترجمه نكرده است . ابو جعفر گويد : حصين بن نمير با مروان بن حكم بيعت كرد و با مالك بن هبيره كه گفته بود با خالد بن يزيد بن معاويه بيعت كند مخالفت كرد و ملك بر مروان بن حكم استقرار يافت ، و چنان بود كه حصين بن نمير با مروان شرط كرده بود كه همهء مردم كنده كه در شام بودند در بلقا مقر گيرند و لقمه آنها باشد و مروان بلقا را به او داد . وقتى كار بنى حكم استقرار گرفت ، با خالد بن يزيد بن معاويه نيز شرطها كرده بودند . يك روز كه مروان به مجلس خويش بود و مالك بن هبيره نيز پيش وى نشسته بود گفت : « كسانى دعوى شرطها دارند كه عطر آگين سرمه زده يكى از آنهاست . از اين سخن مالك بن هبيره را منظور داشت كه وى مردى بود كه عطر مىزد و سرمه مىكشيد . مالك گفت : « اين سخن از آن رو مىگويى كه سختى نديده اى و به زحمت نيفتاده اى . » مروان گفت : « اى ابو سليمان ، آرام باش كه با تو شوخى كرديم . » مالك گفت : « چنين باشد . » در اين سال سپاه خراسان از پس مرگ يزيد بن معاويه با سلم بن زياد بيعت كردند كه امورشان را سامان دهد تا وقتى كه مردم بر خليفه اى اتفاق كنند . فتنهء عبد الله بن حازم در خراسان در همين سال رخ داد .