محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3157
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ما بودى ديدمت كه از اين مال مىگرفتى ، اما از خون پرهيز داشتى . » گفت : « مسئوليت مال از مسئوليت خون آسانتر است . » در همين سال مردم كوفه كار خويش را به عامر بن مسعود سپردند . عوانة بن حكم گويد : وقتى مردم كوفه فرستادهء مردم بصره را پس فرستادند ، بزرگان كوفه فراهم آمدند و اتفاق كردند كه عامر بن مسعود پيشواى نماز شود تا مردم در كار خويش بينديشند ، وى همان گردونك جعل است كه عبد الله بن همام سلولى دربارهء او گويد : « دل بيوه زنان را از گرد و نك جعل خنك كن . » از آن رو كه قدى كوتاه داشت . گويد : وى تا سه ماه پس از هلاكت يزيد بن معاويه ببود ، پس از آن عبد الله ابن يزيد انصارى خطمى به پيشوايى نماز آمد و ابراهيم بن محمد بن طلحه به عاملى خراج . مردم كوفه و بصره و عربان حجاز و مردم شام و جزيره بر ابن زبير اتفاق كردند به جز مردم اردن كه به جاى ماندند . در اين سال در شام با مروان بن حكم بيعت خلافت كردند . محمد بن عمر گويد : وقتى با عبد الله بن زبير بيعت كردند ، عبيدة بن زبير را به مدينه گماشت ، عبد الرحمان بن جحدم فهرى را به مصر گماشت و بنى اميه و مروان حكم را سوى شام فرستاد . در آن وقت عبد الملك بيست و هشت ساله بود . وقتى حصين بن نمير با همراهان خويش به شام آمد به مروان گفت كه ابن زبير را چگونه واگذاشته و خواسته با وى بيعت كند اما نپذيرفته است . آنگاه به مروان و بنى اميه گفت : « شما را در آشفتگى سخت مىبينم ، پيش از آنكه شام از دستتان برود و فتنه اى كور و كر رخ دهد كارتان را سامان دهيد . » گويد : رأى مروان اين بود كه پيش ابن زبير رود و با او بيعت كند ، اما عبيد الله زياد بيامد و بنى اميه پيش وى فراهم آمدند . عبيد الله شنيده بود كه مروان چه قصد دارد و