محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3152

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : هنگامى كه عبيد الله سوى شام مىرفت مسعود بن عمرو را بر بصره نايب خويش كرد . مردم بنى تميم و قيس گفتند : « ما رضايت نمىدهيم و نمىپذيريم و هر كه را كه جمع ما به دو رضايت دهند ولايتدار مىكنيم . » مسعود گفت : « مرا نايب خويش كرده و هرگز از آن دست برنمىدارم . » و با قوم خويش بيامد و وارد قصر شد مردم تميم پيش احنف فراهم شدند و گفتند : « ازديان وارد مسجد شدند . » كه گفت : « وارد مسجد شدند كه چه ؟ مسجد از شماست و از آنها ، شما نيز وارد مسجد مىشويد . » گفتند : « او وارد قصر شده و به منبر رفته . » گويد : و چنان بودند كه وقتى عبيد الله بن زياد سوى شام رفته بود گروهى از خوارج برون شده بودند و بر كنار رود اساوره جاى گرفته بودند . مردم پنداشته‌اند كه احنف كس پيش آنها فرستاد كه اين مرد كه وارد قصر شده دشمن ما و شماست چه مانعى دارد كه از او آغاز كنيد . گويد : پس جمعى از آنها بيامدند و وارد مسجد شدند ، مسعود بن عمرو بر - منبر بود و با هر كه پيش مىآمد بيعت مىكرد . يكى از مردم فارس به نام مسلم كه به بصره آمده بود و مسلمان شده بود و سپس خارجى شده بود تيرى بينداخت كه به قلب وى خورد و او را بكشت و برون رفت مردم در هم افتادند و گفتند : « مسعود بن عمرو كشته شد ، خوارج او را كشتند . » پس ، ازديان به مقابلهء خوارج آمدند و از آنها بكشتند و زخمى كردند و از بصره برون راندند و مسعود را به گور كردند . گويد : آنگاه كسان پيش ازديان آمدند و گفتند : « مگر نمىدانيد كه مردم بنى تميم پندارند كه مسعود بن عمرو را آنها كشته‌اند . » ازديان كس فرستادند و در اين باره پرسش كردند ، معلوم شد كسانى از مردم تميم چنين مىگويند . پس ، ازديان فراهم آمدند و زياد بن عمرو عتكى را سر خويش كردند و سوى بنى تميم رفتند . قيسيان نيز با بنى تميم بودند . مالك بن مسمع و طايفهء بكر بن وائل نيز با ازديان همراه شدند و