محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3109

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مرا مىكشند اى ابناى آزادگان كجاييد ! با نيزه داغونش كنيد ، كه به دو تاختند و چندان با نيزه ها بزدند كه از پاى در آمد . ابو مخنف گويد : آنگاه سواران و پيادگان مسلم سوى عبد الله بن حنظلهء غسيل و پيادگان وى رفتند و نزديك وى رسيدند ، مسلم بن عقبه نيز بر اسب خويش نشست كه با مردم شام مىرفت و ترغيبشان مىكرد و مىگفت : « اى مردم شام ، شما به حرمت و نسب و شمار و وسعت ولايت از همهء عربان بهتر نشديد و خداى غلبه بر دشمن و حرمت پيشوايانتان را خاص شما نكرد ، مگر به سبب اطاعت و پايمردى . اين قوم و عربان همانندشان ، ديگر شدند و خدا ديگرشان داد . اطاعت را به كمال بريد تا خدايتان ظفر و غلبهء كامل دهد . » آنگاه برفت و به جاى خويش رسيد و سواران را بگفت تا سوى ابن غسيل و ياران وى روند و چون سواران به پيادگان حمله مىبردند با نيزه ها و شمشير پيش روى آنها مىدويدند كه پس مىرفتند و پراكنده مىشدند . گويد : مسلم بن عقبه بانگ زد : « اى مردم شام خدا پياده جنگيدن را خاص آنها نكرده ، اى حصين بن نمير با سپاه خويش پياده شو . » و او با مردم حمص پياده شدند و مسلم سوى آنها رفت و چون ديد كه زير پرچمهايشان سوى ابن غسيل روان شده‌اند با ياران خويش بايستاد و گفت : « اى كسان ، دشمن در جنگ روشى گرفت كه مىبايد شما مطابق آن جنگ مىكرديد ، چنين دانم كه چيزى نگذرد كه خدا كار ميان شما و آنها را يكسره كند يا به نفعتان يا به ضررتان ! به خدا كه شما اهل نصرتيد و مردم مهاجرتگاه . به خدا گمان ندارم كه پروردگارتان از مردم هيچيك از ولايات مسلمانان بيشتر از آن راضى باشد كه از شما هست و از مردم هيچيك از ولايات مسلمانان بيشتر از اينان كه با شما جنگ مىكنند خشمگين باشد . هر يك از شما را مرگى هست كه بدان خواهيد مرد ، به خدا مرگى بهتر از مرگ شهادت نيست كه خدا سوى شما رانده ، پس آن را غنيمت شماريد ، به خدا چنان نيست كه هر چه را