محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3099
تاريخ الطبرى ( فارسي )
دوست ندارم در اين فتنه قيام كنند و به هلاكت رسند . » گويد : نعمان بن بشير پيش قوم خويش رفت و همه مردم را پيش خواند و آنها را به اطاعت و پيوستگى به جماعت دعوت كرد و از فتنه بيم داد و گفت : « شما تاب مردم شام نداريد . » گويد : عبيد الله بن مطيع عدوى به دو گفت : « اى نعمان ، چرا جماعت ما را پراكنده مىكنى و كار ما را كه خدا به صلاح آورده به تباهى مىدهى ؟ » نعمان گفت : « به خدا گويى مىبينمت كه وقتى دعوتت سر گرفته سواران با شمشير بر سر و پيشانى كسان مىزنند و آسياى مرگ ميان دو گروه مىگردد ، بر استر خويش گريزان سوى مكه مىروى و به پيشانى آن مىزنى و اين بيچارگان - يعنى انصار - را رها كرده اى كه در كوچه ها و مسجدها و بر در خانه هاشان كشته شوند . » گويد : كسان فرمان وى را نبردند و به خدا چنان شد كه گفته بود . » در اين سال وليد بن عتبه سالار حج بود و عاملان عراق و خراسان همانها بودند كه ضمن سال شصت و يكم از آنها نام برديم . در همين سال چنان كه گفتهاند محمد بن عبد الله بن عباس تولد يافت . آنگاه سال شصت و سوم در آمد . سخن از حوادثى كه به سال شصت و سوم بود از جمله حوادث سال اين بود كه مردم مدينه عثمان بن محمد بن ابى سفيان عامل يزيد بن معاويه را از مدينه برون كردند و خلع يزيد را اعلام كردند و مردم بنى اميه را كه در مدينه بودند محاصره كردند . حبيب بن كره گويد : وقتى مردم مدينه با عبد الله بن حنظلهء غسيل بر خلع يزيد ابن معاويه بيعت كردند به عثمان بن محمد و مردم بنى اميه و وابستگانشان و قرشيانى