محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3086

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از سبب كشته شدن ابو بلال ابو جعفر طبرى گويد : از پيش در همين كتاب سبب قيام او را گفته‌ام و اينكه عبيد الله بن زياد ، اسلم بن زرعهء كلابى را با دو هزار كس به مقابلهء او فرستاد و اسلم و سپاهش از ابو بلال و يارانش هزيمت يافتند . وقتى مرداس ، ابو بلال ، اسلم بن زرعه را هزيمت كرد و خبر به عبيد الله بن زياد رسيد ، چنان كه در روايت ابو المخارق راسبى آمده ، عباد بن اخضر تميمى را با سه هزار كس به مقابلهء وى فرستاد . عباد به تعقيب ابو بلال رفت تا در توج به دو رسيد و در مقابل آنها صف بست ، ابو بلال و يارانش به آنها حمله بردند كه ثبات ورزيدند . و چون جمع ابو بلال چندان نبود به ياران خويش گفت : « هر كس از شما به قصد دنيا آمده برود و هر كه آخرت و ديدار خدا را منظور داشته اينك سوى وى آمده و اين آيه را خواند : « * ( من كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الآخِرَةِ نَزِدْ لَه في حَرْثِه وَمن كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِه مِنْها وَما لَه في الآخِرَةِ من نَصِيبٍ 42 : 20 ) * » [ 1 ] يعنى : هر كه كشت آن سراى خواهد ، كشت او بيفزاييم و هر كه كشت دنيا خواهد از آتش دهيم و وى را در دنياى ديگر نصيب نيست . سپس پياده شد و يارانش نيز با وى پياده شدند و هيچيك از آنها از وى جدايى نگرفت و همگى تا آخرين كس كشته شدند . گويد : پس عباد بن اخضر با سپاهى كه با وى بود به بصره بازگشت ، عبيدة ابن هلال نيز با سه كس بيامد كه خود وى چهارميشان بود و مراقب عباد بن اخضر بود . يك بار كه عباد به قصد قصر امارت آمده بود و فرزند خويش را كه پسرى

--> [ 1 ] شورى آيه 19