محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3072

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مضمون خواند : « خويشاوندى مقتول دشت طف « از پسر نابكار سميه نزديكتر بود « نسل سميه به شمار ريگها شد « اما از پسر پيمبر خدا نسلى نماند . » گويد : يزيد به سينهء يحيى بن حكم زد و گفت : « خاموش باش . » گويد : و چون يزيد بن معاويه به مجلس نشست ، بزرگان مردم شام را پيش خواند و آنها را به دور خويش نشاند ، آنگاه على بن حسين و كودكان و زنان حسين را خواست كه پيش وى آوردند و كسان مىگريستند . گويد : يزيد به على گفت : « اى على ! به خدا پدرت حق خويشاوندى مرا رعايت نكرد و حق مرا نشناخت و با من بر سر قدرتم به نزاع برخاست و خدا با او چنان كرد كه ديدى . » على اين آيه را خواند : « * ( ما أَصابَ من مُصِيبَةٍ في الأَرْضِ وَلا في أَنْفُسِكُمْ إِلَّا في كِتابٍ من قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها 57 : 22 ) * » [ 1 ] يعنى : هيچ مصيبتى به زمين يا نفوس شما نرسد مگر پيش از آنكه خلقش كنيم در نامه اى بوده . » يزيد به پسرش خالد گفت : « جوابش را بگوى . » گويد : اما خالد ندانست چه جواب گويد و يزيد اين آيه را خواند : « * ( وَما أَصابَكُمْ من مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ 42 : 30 ) * » [ 2 ] يعنى : هر مصيبتى به شما رسد براى كارهاييست كه دستهايتان كرده و بسيارى را نيز ببخشد .

--> [ 1 ] حديد : آيه 22 [ 2 ] شورى : آيه 29