محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2923

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مدهيد كه جانش به خطر افتد . » گفتند : « با دشمنش پيكار مىكنيم و خويشتن را براى حفظ وى به كشتن مىدهيم . » گفت : « پس به او بنويسيد . » و شيعيان به او نوشتند : « به نام خداى رحمان رحيم « به حسين بن على از سليمان بن صرد و مسيب بن نجبه و رفاعة بن « شداد و حبيب بن مظاهر و ديگر شيعيان وى ، مؤمنان و مسلمانان كوفه . « درود بر تو باد كه ما حمد خدايى مىكنيم كه جز او خدايى نيست . « اما بعد : حمد خداى كه دشمن جبار سخت سر ترا نابود كرد ، دشمنى كه « بر اين امت تاخت و خلافت آن را به ناحق گرفت و غنيمت آن را غصب كرد « و به ناحق بر آن حكومت كرد و نياكانشان را كشت و اشرارشان را به جا « نهاد و مال خدا را دستخوش جباران و توانگران امت كرد . لعنت خدا بر « او باد چنان كه ثمود ملعون شد . اينك ما را امام نيست ، بيا شايد خدا به - « وسيلهء تو ما را بر حق همدل كند . نعمان بن بشير در قصر حكومت است « ما به نماز جمعهء او نمىرويم و به نماز عيدش حاضر نمىشويم و اگر خبر « يابيم كه سوى ما روان شده اى بيرونش مىكنيم و به شامش مىفرستيم ، « ان شاء الله و سلام و رحمت خداى بر تو باد . » گويد : نامه را با عبد الله بن سبع همدانى و عبد الله بن وال فرستاديم و گفتيم : « شتاب كنيد . » هر دو كس با شتاب برفتند تا به روز دهم ماه رمضان در مكه پيش حسين رسيدند دو روز بعد باز قيس بن مسهر صيداوى و عبد الرحمان بن عبد الله كدان ارحبى و عمارة بن عبيد سلولى را سوى وى فرستاديم كه در حدود پنجاه و سه نامه همراه داشتند كه هر نامه از يك يا دو يا سه كس بود .