محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2873
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در اين سال وليد بن عتبة بن ابى سفيان سالار حج شد . اين را از ابو معشر و واقدى روايت كردهاند . در همين سال معاويه ، عبد الرحمان بن عبد الله ثقفى را ولايتدار كوفه كرد و ضحاك بن قيس را معزول كرد . عبد الرحمان پسر ام الحكم خواهر معاويه بود . در ايام وى جمع خارجيانى كه مغيرة بن شعبه به زندانشان كرده بود از زندان در آمدند ، همانها كه با مستورد بن علفه بيعت كرده بودند و مغيره بر آنها ظفر يافته بود و به زندان بودند و چون مغيره بمرد از زندان در آمدند . عبد الله بن عقبه غنوى گويد : حيان بن ظبيان سلمى ياران خويش را فراهم آورد آنگاه حمد خدا گفت و ثناى وى كرد و به آنها گفت : « اما بعد ، خدا عز و جل جهاد را بر ما مقرر كرده ، بعضى از ما تعهد خويش را انجام دادهاند و بعضى ديگر به جا ماندهاند ، آنها نيكان بودهاند كه فيض فضيلت يافتهاند ، هر كس از شما كه خدا و پاداش او را مىخواهد به راه ياران و برادران خويش رود تا خدا ثواب دنيا و ثواب آخرتش دهد كه خدا با نيكوكاران است . » معاذ بن جوين طايى گفت : « اى مسلمانان ، به خدا اگر مىدانستم كه وقتى پيكار ستمگران و انكار ستم را رها كنيم به نزد خدا معذور خواهيم بود ترك پيكار آسانتر و سبكتر از پيكار بود ، ولى دانستهايم و يقين داريم كه معذور نخواهيم بود كه خدايمان دل و گوش داده تا منكر ستم شويم و بىعدالتى را تغيير دهيم و با ستمگران پيكار كنيم . » آنگاه گفت : « دست بيار تا با تو بيعت كنيم » پس با حيان بيعت كرد و قوم نيز با وى بيعت كردند و دست به دست حيان بن ظبيان زدند و رسم بيعت به جا آوردند ، و اين در ايام امارت عبد الرحمان بن عبد الله ثقفى بود . وى پسر ام الحكم بود و سالار نگهبانانش زائدة بن قدامه ثقفى بود .