محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2836

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اما كثير نپذيرفت و گفت : « نمىخواهم نامه اى پيش امير مؤمنان برم كه نمىدانم در آن چيست و شايد با آن موافق نباشد » گويد : نامه را پيش وائل بن حجر برد كه از او پذيرفت . گويد : پس از آن برفتند تا به مرج عذ را رسيدند كه از آنجا تا دمشق دوازده ميل راه بود . نام كسانى كه زياد سوى معاويه فرستاد [ 1 ] حجر بن عدى بن جبله و ارقم بن عبد الله هردوان كندى از بنى ارقم . شريك بن شداد حضرمى ، صيفى بن فسيل ، قبيصة بن ضبيعة بن حرمله عبسى ، كريم بن عفيف خثعمى از بنى عامر بن شهران از تيره قحافه . عاصم بن عوف و ورقاء بن سمى هردوان بجلى . كدام بن حيان و عبد الرحمان بن حسان ، هردوان عنزى ، از بنى هميم . محرز بن شهاب تميمى از بنى منقر . عبد الله بن حويه سعدى از بنى تميم . اينان را در مرج عذ را بداشتند . زياد عتبة بن اخنس سعدى هوازنى و سعد بن غزان همدانى ناعطى را نيز همراه عامر بن اسود عجلى از پى اين گروه فرستاد كه همگى چهارده كس شدند . آنگاه معاويه كس پيش وائل بن حجر و كثير بن شهاب فرستاد و آنها را پيش خواند و نامهء آنها را گشود و بر مردم شام فرو خواند كه چنين بود :

--> [ 1 ] مطالعهء اين فهرست و نيز فهرست شاهدان و توجه به انساب و قبايل آنها از لحاظ محققان تاريخ صدر اول به خصوص دوران فتنهء بزرگ ، سخت مهم است كه نقش نسب و دسته بندى قبايل را كه استخوان بندى و مايهء تاريخ عرب است در آن معاينه مىتوان ديد . م