محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2267
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : و چون محمد از محاصرهء عثمان و رفتن عبد الله بن سعد خبر يافت بر مصر تسلط يافت كه پيرو او شدند و چون عبد الله بن سعد به آهنگ مصر آمد ابن ابى حذيفه مانع او شد و عبد الله سوى فلسطين رفت و آنجا ماند تا عثمان رضى الله عنه كشته شد . گويد : مصريان بيامدند در بازارها جاى گرفتند و عثمان را محاصره كردند ، حكيم بن جبله نيز با گروهى از بصره آمد و اشتر با مردم كوفه آمد و در مدينه به هم رسيدند . اما اشتر كناره گرفت ، حكيم بن جبله نيز كناره گرفت و ابن عديس و ياران وى بودند كه عثمان را محاصره كردند كه پانصد كس بودند ، چهل و هفت روز وى را در محاصره داشتند تا به روز جمعه هيجده روز رفته از ذى حجه سال سى و پنجم كشته شد . عبد الله بن عباس بن ابى ربيعه گويد : پيش عثمان رفتم و ساعتى به نزد وى سخن كرديم گفت : « اى ابن عباس بيا » دست مرا گرفت و سخنان كسانى را كه بر در عثمان بودند شنيديم يكى مىگفت : « در انتظار چه هستيد ؟ » يكى مىگفت : « صبر كنيد شايد تغيير رفتار دهد » گويد : در آن اثنا كه من و او ايستاده بوديم طلحة بن عبيد الله كه از آنجا گذر مىكرد ايستاد و گفت : « ابن عديس كجاست ؟ » گفتند : « همين جاست » گويد : ابن عديس بيامد كه طلحه با وى آهسته چيزى گفت ، آنگاه ابن عديس باز گشت و به ياران خود گفت : « نگذارند كسى پيش اين مرد رود يا از پيش وى در آيد » گويد : عثمان به من گفت : « اين را طلحة بن عبيد الله به او دستور داده » آنگاه گفت : « خدايا شر طلحة بن عبيد الله را از من بس كن كه اينان را او به سر من ريخته و برانگيخته . اميدوارم كه سودى از اين نبرد و خونش ريخته شود كه مرا به ناروا به