محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2678

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بصره عامل امير مؤمنان على عليه السلام بود تا وقتى كه كشته شد . پس از كشته شدن على نيز عامل حسن بود تا وقتى كه با معاويه صلح كرد آنگاه سوى مكه رفت . سخن از سبب رفتن ابن عباس به مكه و ترك عراق ابى الكنود ، عبد الرحمان بن عبيد ، گويد : عبد الله بن عباس بر ابو الاسود دئلى گذشت ، كه به دو گفت : « اگر از چهار پايان بودى بار بردار نبودى اگر چوپان بودى به چراگاه نمىرسيدى و راهبران چهار پا نمىدانستى . » گويد : آنگاه ابو الاسود به على نوشت : « اما بعد ، خدا جل و علا ترا ولايتدارى امين و چوپانى پر تسلط « كرد . ترا آزموده‌ايم كه سخت امينى و نيكخواه رعيت ، غنيمتشان را تمام « مىدهى و خويشتن را از دنياى آنها بر كنار مىدارى . اموالشان را « نمىخورى و در قضاوتشان به رشوه نمىگرايى ، اما عموزاده ات بى خبر « تو هر چه را زير دستش بوده خورده و من كتمان آن نتوانستم كرد . خدايت « رحمت كند در كار آنجا بنگر و رأى خويش را به من بنويس كه چه « مىخواهى تا چنان كنم . » على به دو نوشت : « اما بعد : كسى همانند تو ، خير خواه امام و امت باشد و امانتگزار « و راهبر حق ، به يارت دربارهء آنچه در مورد كارش نوشته بودى نامه نوشتم « اما نگفتم كه تو نوشته بودى . مرا از آنچه آنجا مىگذرد و نظر در آن « موجب صلاح امت است مطلع كن كه شايسته اين كارى و اين تكليف « واجب تو است ، و السلام »