محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2677
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شيعيان على را كشت . وقتى على خبر وى را شنيد جارية بن قدامه را با دو هزار كس و وهب بن مسعود را با دو هزار كس فرستاد . جاريه تا نجران برفت و آتش افروخت و كسانى از طرفداران عثمان را بگرفت و بكشت . بسر و يارانش از او بگريختند كه به دنبالشان تا مكه رفت و به مردم گفت : « با ما بيعت كنيد . » گفتند : « امير مؤمنان كشته شد با كى بيعت كنيم ؟ » گفت : « با هر كه ياران على بيعت كرده باشند . » كه سستى كردند و پس از آن بيعت كردند . پس از آن جاريه سوى مدينه رفت كه ابو هريره پيشواى نماز بود و از آنجا گريخت جاريه گفت : « به خدا اگر اين ابو گربه را بگيرم گردنش را مىزنم . » آنگاه به مردم مدينه گفت : « با حسن بن على بيعت كنيد » كه بيعت كردند و يك روز آنجا بماند و سوى كوفه بازگشت . پس از آن ابو هريره بازگشت و باز پيشواى نماز شد . در همين سال ، چنان كه گفتهاند ، ما بين على و معاويه از پس نامه ها كه در ميانه رفت ، و كتاب از نقل آن دراز مىشود ، صلح افتاد كه جنگ در ميانه نباشد ، عراق از على باشد و شام از معاويه باشد و هيچ يك به قلمرو ديگرى سپاه نفرستد و حمله نبرد و جنگ نيندازد . زياد بن عبد الله گويد : وقتى هيچ يك از دو گروه به اطاعت ديگرى نيامد معاويه به على نوشت : « اگر مايلى عراق از آن تو باشد و شام از آن من ، و شمشير از اين امت بدارى و خون مسلمانان را نريزى . على چنان كرد و بر اين ، رضايت دادند . معاويه با سپاهيان خود در شام بود و خراج آنجا و اطراف را مىگرفت . على نيز در عراق بود ، خراج آنجا را مىگرفت و بر سپاهيان خود تقسيم مىكرد . در اين سال عبد الله بن عباس از بصره برون شد و سوى مكه رفت ، بيشتر سيرت نويسان چنين گفتهاند . بعضيها نيز منكر آن شدهاند و پنداشتهاند همچنان در