محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2670
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از حوادث سال سى و نهم از جمله حوادث مهم سال اين بود كه معاويه سپاهيان خويش را به قلمرو على فرستاد . نعمان بن بشير را چنان كه از عوانه روايت كردهاند با دو هزار كس به عين التمر فرستاد كه مالك بن كعب با هزار كس در آنجا پادگان على بود و اجازه داده بود كه سوى كوفه آمده بودند و چون نعمان آنجا رسيد بيش از يكصد مرد با وى نبود . مالك خبر نعمان و همراهان وى را براى على نوشت . على با كسان سخن كرد و دستور حركت داد ، اما سستى كردند . مالك با نعمان كه دو هزار كس داشت مقابله كرد . وى يكصد مرد داشت به ياران خويش گفت كه ديوارهاى دهكده را پشت سر نهند و جنگ كنند و به محنف بن سليم كه نزديك وى بود نوشت و از او كمك خواست . گويد : مالك و گروه وى سخت بجنگيدند ، مخنف پسر خويش عبد الرحمان را با پنجاه كس سوى او فرستاد و وقتى رسيدند كه مالك و ياران وى نيام شمشيرهاى خويش را شكسته بودند و دل به مرگ داده بودند . وقتى مردم شام ، عبد الرحمان و همراهان وى را بديدند ، و اين به هنگام شب بود ، پنداشتند كمك كافى براى مالك رسيده و هزيمت شدند . مالك به تعقيبشان رفت و سه كس از آنها را بكشت و بقيه به راه خويش رفتند . عمر بن حسان به نقل از پيران بنى فزاره گويد : معاويه نعمان بن بشير را با دو هزار كس فرستاد كه سوى عين التمر رفتند و به آنجا حمله بردند . عامل على به نام ابن فلان ارحبى با سيصد كس آنجا بود كه به على نامه نوشت و از او كمك خواست . على به كسان گفت كه سوى او حركت كنند اما سستى كردند . گويد : على به منبر رفت . من وقتى رسيدم كه تشهد گفته بود و مىگفت :