محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2663

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« هر كه پيروى هدايت كرده و به خدا و پيمبر و كتاب وى و زندگى پس از « مرگ ايمان آورده و به پيمان خدا وفا كرده و از خيانتگران نبوده . « اما بعد ، من شما را به كتاب خدا و روش پيمبر وى و عمل به « حق كه خدا در قرآن بدان فرمان داده دعوت مىكنم . هر كس از شما « كه سوى كسان خويش باز گردد و دست بدارد و از اين ملعون حربى كه « به جنگ خدا و پيمبر و مسلمانان آمده و در زمين به تباهى كوشيده كناره « كند جان و مالش در امان است و هر كه در كار جنگ و نافرمانى پيرو او « شود بر ضد وى از خدا كمك مىجوييم و خدا را ميان خودمان و او قرار « مىدهيم كه خدا ياورى نكوست . » گويد : معقل پرچم امانى بر افراشت و گفت : « هر كه سوى آن رود در امان است مگر خريت و يارانش كه به جنگ ما آمده‌اند و با ما جنگ آغازيده‌اند . » و بيشتر كسانى كه با خريت بودند و از قوم وى نبودند از اطرافش پراكنده شدند . گويد : آنگاه معقل سپاه بياراست . يزيد بن مغفل ازدى را بر پهلوى راست گماشت ، منجاب بن راشد ضبى را بر پهلوى چپ گماشت و سوى خريت حمله برد كه مردم قبيله اش از مسلمان و نصارى و زكاتندادگان با وى بودند . ابو الصديق ناجى گويد : آن روز خريت به قوم خويش مىگفت : « از حريم خويش دفاع كنيد و براى حفظ زنان و فرزندان خويش بجنگيد . به خدا اگر بر شما غالب شوند مىكشندتان و اسير مىگيرند . » يكى از مردان قومش به دو گفت : « به خدا اين بليه را دست و زبان تو پديد آورد . » گفت : « خدا خوب كرده ها ، بجنگيد كه كار از اين گفتگوها گذشته . به خدا قوم من عقلشان را از دست داده‌اند . » عبد الله بن فقيم گويد : معقل ميان ما آمد و از ميمنه تا ميسره به ترغيب كسان