محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2662
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفتند : « ما نصاراييم و دينى را بهتر از دين خويش نديدهايم و بر آن ثابت ماندهايم . » به آنها گفت : « به يك سو رويد . » سپس به گروه ديگر گفت : « شما چه كسانيد ؟ » گفتند : « ما نصرانى بودهايم كه مسلمان شدهايم و بر اسلام خويش باقى ماندهايم . » گفت : « به يك سو رويد . » آنگاه به گروه ديگر گفت : « شما چه كسانيد ؟ » گفتند : « ما نصرانيانيم كه مسلمان شده بوديم اما دينى را بهتر از دين خودمان نديدهايم . » به آنها گفت : « مسلمان شويد . » اما نپذيرفتند . به ياران خود گفت : « وقتى سه بار دست به سر خود كشيدم به آنها حمله بريد و جنگاوران را بكشيد و زن و فرزند را به اسيرى گيريد . » گويد : اسيران را پيش على آوردند . مصقلة بن هبيره شيبانى بيامد و آنها را به دويست هزار درم خريد و يك صد هزار درم پيش على آورد كه نپذيرفت و با درهمها برفت و اسيران را آزاد كرد و به معاويه پيوست . به على گفتند : « اسيران را نمىگيرى . » گفت : « نه » و متعرض آنها نشد . حارث بن كعب گويد : وقتى معقل بن قيس پيش ما آمد نامه اى از على برايمان خواند به اين مضمون : « به نام خداى رحمان رحيم « از بندهء خدا ، على امير مؤمنان ، به هر كس از مؤمنان و مسلمانان « و نصرانيان و مرتدان كه اين نامه بر آنها خوانده شود . درود بر شما و