محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2645

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : جاريه وارد بصره شد و پيش زياد رفت كه به دو گفت : « محتاط باش ، مبادا به تو همان رسد كه به يارت رسيد ، به هيچكس از اين قوم اعتماد مكن . » گويد : جاريه پيش قوم خويش رفت و نامهء على را براى آنها خواند و وعدهء خوب داد كه بيشترشان دعوت او را پذيرفتند و سوى ابن حضرمى رفت و او را در خانه سنبيل محاصره كرد . پس از آن خانه را به آتش كشيد و او را با همه يارانش بسوخت . هفتاد كس و به قولى چهل كس با وى در خانه بودند ، آنگاه كسان متفرق شدند و زياد به دار الاماره بازگشت و همراه ظبيان بن عماره كه با جاريه آمده بود به على نامه نوشت : [ 1 ] جاريه پيش ما آمد و سوى ابن حضرمى رفت و با وى در آويخت و با عده اى از يارانش به يكى از خانه هاى تميم راند ، اتمام حجت كرد و تهديد كرد و به اطاعت خواند اما نپذيرفتند و باز نيامدند . خانه را به آتش كشيد و آنها را بسوخت و خانه را بر سرشان ريخت ، لعنت به مردم طغيانگر و نافرمان . » از جمله حوادث اين سال ، يعنى سال سى و هشتم ، اين بود كه خريت بن راشد با مردم بنى ناحيه به خلاف على برخاست و از او جدايى گرفت . سخن از خبر خريت عبد الله بن فقيم گويد : خريت بن راشد سوى على آمد ، سيصد كس از مردم بنى - ناحيه نيز با وى بودند كه با على در كوفه اقامت داشتند و پس از جنگ جمل از بصره همراه وى آمده بودند و در جنگ صفين و نهروان حضور داشته بودند . خريت با سى سوار از ياران خويش به جانب على آمد و پيش روى وى ايستاد و گفت : « به خدا اى على دستور ترا اطاعت نمىكنم و پشت سرت نماز نمىكنم

--> [ 1 ] متن افتاده دارد