محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2628

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پيش او ببرم كه از طرف تو و از طرف خودش به معاويه جواب دهد . » گفت : « به او بگو چنين كند » و نامه را به او داد كه پيش مسلمه آورد و مسلمه از جانب خود و معاوية بن حديج چنين نوشت : « اما بعد ، اين كار كه جانهاى خويش را در راه آن نهاده‌ايم و در « مورد آن از فرمان خدا تبعيت كرده‌ايم كارى است كه به سبب آن پاداش « پروردگار خويش را اميد مىداريم و ظفر بر مخالفان و سركوب كسانى كه « بر ضد پيشواى ما كوشيده‌اند و به پيكار ما برخاسته‌اند . ما همه مردم « طغيانگر را از اين سرزمين رانده‌ايم و اهل انصاف و عدالت را به قيام « وا داشته‌ايم . گفته بودى كه ما را در قدرت و دنياى خويش انباز مىكنى . « ما به اين منظور قيام نكرده‌ايم و چنين هدفى نداشته‌ايم ، اگر خدا منظور « ما را انجام دهد و آرزويمان بر آورده شود دنيا و آخرت از آن خداست « كه پروردگار جهانيان است كه هر دو را به گروهى از مخلوق خود مىدهد « چنان كه در كتاب خويش فرموده و وعدهء او خلاف ندارد كه گويد : « خدايشان پاداش دنيا و پاداش نيك آخرت دهد كه خدا نكو كاران را « دوست دارد . [ 1 ] « سواران و پيادگان خويش را زودتر بفرست كه دشمن به جنگ « ما آمد و ما نسبت به آنها اندك بوديم ، اما از ما بيمناك بودند و ما همسنگ « آنها شديم اگر خداى مددى از جانب تو سوى ما آرد خدايمان ظفر دهد « و نيرويى جز به وسيلهء خدا نيست و خدا ما را بس ، كه نيكو تكيه گاهى « است . [ 2 ] « و درود بر تو باد »

--> [ 1 ] فاتاهم الله ثواب الدنيا و حسن ثواب الاخرة و الله يحب المحسنين . [ 2 ] حسبنا الله و نعم الوكيل .