محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2609
تاريخ الطبرى ( فارسي )
قرآن زنده كرده زنده بدارند و آنچه را قرآن بميرانيده بميرانند ، اما مخالفت كردند و به خلاف حكم كتاب و سنت رفتند كه كارشان را به يك سو افكنديم و اكنون به كار اول خويش هستيم ، شما را چه مىشود و نگران چيستيد ؟ » گفتند : « ما به حكميت تن داديم و چون تن داديم گناه كرديم و به سبب آن كافر شديم ، سپس توبه كرديم ، اگر تو نيز مانند ما توبه كنى ، از توايم و با توايم و اگر نكنى از ما كناره كن كه منصفانه به تو اعلام جنگ مىكنيم كه خدا خيانتكاران را دوست ندارد . » على گفت : « به بلا افتيد و كس از شما نماند ، از آن پس كه به پيمبر خدا ايمان آوردهام و با وى هجرت كردهام و در راه خدا جهاد كردهام به كفر خويش اقرار كنم ؟ در اين صورت گمراه باشم و از جمله هدايت يافتگان نباشم . » آنگاه از پيش آنها برفت . ابو سلمه زهرى كه مادرش دختر انس بن مالك بود گويد : على به خوارج نهروان گفت : « اى كسان ، نفسهايتان مخالفت با حكميت را به شما خوش وا نموده ، اما شما آغاز كرديد و خواهان آن شديد من مخالف بودم و به شما گفتم كه آن قوم از روى نفاق و خدعه خواهان حكميت شدهاند . اما نپذيرفتيد و مخالفت كرديد و به نافرمانى از من بگشتيد كه من نيز رأى شما گرفتم ، به خدا شما گروهى سبكسر و كم خرديد ، بى پدرها ، مرتكب حرامى نشدهام و شما را به غفلت نيفكندهام و چيزى از اين كار را از شما نهان نداشتهام ، فريبتان ندادهام و مايه محنتتان نشدهام ، كار ما كار مسلمانان بود ، همسخن شديد كه دو تن را انتخاب كنيد و ما تعهد گرفتيم كه مطابق مندرجات قرآن حكميت كنند و از آن تجاوز نكنند ، اما از راه بدر شدند و حق را كه عيان مىديدند رها كردند و دل به خطا دادند ، از سوء تدبير و قضاوت ناصواب . در صورتى كه ما از آنها پيمان گرفته بوديم كه به عدالت حكم كنند و مدافع حق ما باشند و چون از راه حق بگشتهاند و مرتكب خطا شدهاند حجت با ماست . معلوم كنيد چرا جنگ با ما و جدايى از جماعتمان را روا مىداريد از اين رو كه كسان دو تن را انتخاب كردهاند ؟ چرا