محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2600
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« دستور را خويش را در انحناى دره با آنها بگفتم « اما راه صواب را تا نيمروز بعد ندانستند » « بدانيد كه اين دو مرد كه به حكميت انتخابشان كرده بوديد حكم قرآن را پشت سر افكندند و چيزى را كه قرآن باطل كرده بود جان دادند و هر كدامشان برون از هدايت خدا تابع هوس خويش شدند و بى حجت روشن و سنت روان ، حكم كردند و در حكم خويش اختلاف كردند و هيچكدامشان به راه صواب نرفتند و خدا و پيمبر خدا و مؤمنان پارسا از آنها بيزارند ، آماده شويد و مهياى حركت سوى شام باشيد و انشاء الله روز دوشنبه سوى اردوگاه خويش رويد . » گويد : و چون فرود آمد به خوارج كه نزديك رود نهروان بودند نامه اى نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم « از بندهء خدا ، على ، امير مؤمنان به زيد بن حصين و عبد الله بن وهب « و كسانى كه با آنهايند . « اما بعد ، اين دو مرد كه بحكمشان رضايت داديم مخالفت كتاب « خدا كردند و بدون هدايت خدا تابع هوسهاى خويش شدند و مطابق « سنت عمل نكردند و حكم قرآن را روان نكردند و خدا و پيمبر و مؤمنان « از آنها بيزارند . وقتى اين نامهء من به شما رسيد بياييد كه ما سوى « دشمن خويش و دشمن شما مىرويم و بر همان كاريم كه نخستين بار « بودهايم . » در جواب وى نوشتند : « اما بعد ، تو به خاطر پروردگارت خشم نياورده اى بلكه به خاطر « خودت خشم آورده اى . اگر به كفر خويشتن شهادت دهى و به توبه گرايى « در كار فيما بين خودمان و تو بنگريم و گر نه منصفانه به تو اعلام جنگ مىكنيم كه