محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2593
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از خبر خوارج به هنگامى كه على حكم را براى حكميت روانه كرد و خبر جنگ نهروان عون بن ابى جحيفه گويد : وقتى على مىخواست ابو موسى را براى حكميت بفرستد دو كس از خوارج ، زرعة بن برج طايى و حرقوص بن زهير سعدى ، پيش وى آمدند و گفتند : « حكميت خاص خداست » على نيز گفت : « حكميت خاص خداست » حرقوص به وى گفت : « از گناه خويش توبه كن و از حكميت چشم بپوش و ما را سوى دشمنانمان بر كه با آنها بجنگيم تا به پيشگاه خدا رويم . » على به آنها گفت : « اين را به شما گفته بودم اما عصيان من كرديد . ميان خودمان و آنها مكتوبى نوشتهايم و شرطها نهادهايم و پيمان و قرار كردهايم و خدا عز و جل فرموده : * ( وَأَوْفُوا بِعَهْدِ الله إِذا عاهَدْتُمْ وَلا تَنْقُضُوا الأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَقَدْ جَعَلْتُمُ الله - عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ الله يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ 16 : 91 ) * [ 1 ] . يعنى : به پيمان خدا وقتى كه بستيد وفا كنيد و قسمها را از پس محكم كردنش كه خدا را ضامن آن كردهايد مشكنيد كه خدا مىداند چه مىكنيد . حرقوص گفت : « اين گناه است و بايد از آن توبه كنى » على گفت : « اين گناه نيست ولى راى خطاست و سستى در كار ، من از پيش به به شما گفتم و از اين كار منعتان كردم . » زرعه گفت : « اى على به خدا اگر كسان را در مورد كتاب خدا حكميت دهى با تو مىجنگم و از اين كار رضا و تقرب خدا مىجويم . » على گفت : « تيره روز شوى ، چه بدبختى ! گويى مىبينمت كه كشته شده اى و باد
--> [ 1 ] سوره نحل ( 16 ) آيه 93