محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2584

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اعتراضى داريد كه خدا عز و جل فرموده : « * ( إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ الله بَيْنَهُما 4 : 35 ) * » [ 1 ] يعنى : اگر خواهان صلح باشند خدا ميانشان وفاق آرد در كار امت نيز چنين بايد . گفتند : « ما مىگوييم چيزى كه خدا حكم آن را به عهدهء كسان نهاده و فرموده در آن نظر كنيد و به اصلاح آريد چنان كه خدا دستور داده مربوط به كسان است . اما آنچه حكم كرده و مقرر داشته بندگان حق نظر دربارهء آن ندارند . دربارهء زناكار حكم كرده كه صد تازيانه بزنند و دربارهء دزد كه دستش ببرند و بندگان حق نظر دربارهء آن ندارند . » ابن عباس گفت : « خداى عز و جل گويد : دو عادل از شما دربارهء آن حكميت كنند » [ 2 ] گفتند : « حكميت دربارهء شكار و اختلاف ميان زن و شوهر را با حكميت دربارهء خون مسلمانان همانند مىكنى ؟ » خوارج مىگفتند : به ابن عباس گفتيم : « اين آيه ميان ما و تو باشد اما عمرو بن عاص كه تا ديروز با ما جنگ مىكرد و خونهاى مان را مىريخت به نظر تو عادل است ؟ اگر او عادل است پس ما عادل نيستيم كه با او جنگ مىكرده‌ايم . شما در كار خدا مردان را حكميت داده‌ايد ، حكم خدا عز و جل دربارهء معاويه و ياران وى مقرر است كه كشته شوند يا باز گردند . پيش از اين ما بكتاب خدا عز و جل دعوتشان كرديم كه نپذيرفتند . سپس شما ميان خودتان و او مكتوبى نوشتيد و قرار متاركه و گفتگو نهاديد ، اما از وقتى سورهء برائت نازل شده خدا عز و جل گفتگو و متاركه ميان مسلمانان و كافران پيكار جو را منع كرده مگر آنها كه به جزيه دادن گردن نهاده باشند . » گويد : على زياد بن نضر را پيش خوارج فرستاد و گفت : « ببين پيش كداميك از

--> [ 1 ] نساء 4 آيه 35 [ 2 ] يحكم به ذوا عدل منكم مائده 5 آيه 95