محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2583
تاريخ الطبرى ( فارسي )
على دو دختر را به دو داد كه پيش وى بودند و ديبا برايشان مىگسترد و در ظرف طلا غذا مىداد . پس از آن سوى خراسان باز گشتند . كناره گيرى خوارج از على و ياران وى و باز آمدنشان در اين سال خوارج از على و ياران وى كناره گرفتند ، پس از آن على با آنها سخن كرد كه باز آمدند و وارد كوفه شدند . عمارة بن ربيعه گويد : وقتى على به كوفه آمد و خوارج از او جدا شدند شيعيان پيش على رفتند و گفتند : « بيعت دوم به گردن مىگيريم . ما دوستان كسى هستيم كه با وى دوست باشى و دشمنان كسى هستيم كه با وى دشمن باشى . » خوارج گفتند : « شما و مردم شام چون اسبان مسابقه در راه كفر مىدويد : مردم شام با معاويه بر خوشايند و ناخوشايند بيعت كردهاند ، و شما با على بيعت مىكنيد كه دوستان كسى هستيد كه با وى دوست باشد و دشمنان كسى هستيد كه با وى دشمن باشد . » زياد بن نضر به آنها گفت : « ما بر كتاب خدا عز و جل و سنت پيمبر صلى الله عليه و سلم با على بيعت كردهايم ولى چون شما مخالفت وى كرديد شيعيان وى بيامدند و گفتند ما دوستان كسى هستيم كه با وى دوست باشى و دشمنان كسى هستيم كه با وى دشمن باشى چنين كرديم از آن رو كه وى قرين حق و هدايت است و هر كه به خلاف او رود گمراه است و گمراه كننده . » گويد : على ، ابن عباس را پيش خوارج فرستاد و گفت : « در كار جواب و مخاصمه با آنها شتاب مكن تا من بيايم . » ابن عباس سوى آنها رفت كه پيش آمدند و با وى سخن كردند ، صبر نكرد و به گفتگو پرداخت و گفت : « بر كار حكميت چه