محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2566

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بر نيزه ها بالا برده‌ايد ؟ » گفت : « براى اينكه ما و شما به آنچه خداى عز و جل در كتاب خويش فرمان داده باز گرديم ، شما يكى را كه مورد رضايتتان باشد مىفرستيد ، ما نيز يكى را مىفرستيم . از آنها تعهد مىگيريم كه به آنچه در كتاب خدا هست كار كنند و از آن تجاوز نكنند ، آنگاه بر هر چه اتفاق كردند به همان عمل مىكنيم . » اشعث بن قيس گفت : « اين حق است » و پيش على باز گشت و سخنان معاويه را با وى بگفت . كسان گفتند : « رضايت داريم و مىپذيريم » گويد : آنگاه مردم شام گفتند : « ما عمرو بن عاص را انتخاب مىكنيم » اشعث بن قيس و آن گروه كه بعدا خوارج شدند گفتند : « ما به ابو موسى رضايت مىدهيم . » على گفت : « در آغاز كار نافرمانى من كرديد اينك ديگر نافرمانى نكنيد . رأى من نيست كه اين كار را به ابو موسى واگذارم . » اشعث و زيد بن حصين و مسعر بن فدكى گفتند : « جز به او رضايت ندهيم كه او ما را از آنچه در آن افتاديم بر حذر ميداشت » على گفت : « به او اعتماد ندارم كه از من بريد و كسان را از من بداشت آنگاه از من گريخت تا پس از چند ماه امانش دادم . اين كار را به ابن عباس مىسپاريم » گفتند : « چه تفاوت مىكند كه تو باشى يا ابن عباس ؟ يكى را مىخواهيم كه نسبت به تو و معاويه يكسان باشد و به يكيتان نزديكتر از ديگرى نباشد . » على گفت : « پس اشتر را انتخاب مىكنيم » ابو جناب كلبى گويد : اشعث گفت : « مگر كسى جز اشتر زمين را به آتش كشيد ؟ » عبد الرحمان بن جندب بنقل از پدرش گويد : اشعث گفت مگر جز به حكم اشتر كار كرده‌ايم »