محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2562
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كشته شود ، به خدا اگر عقب روى گردنت را مىزنم » آنگاه گفت : « قيدى پيش من آريد و آن را به پاهاى وى نهاد . » وردان گفت : « به خدا اى ابو عبد الله ترا به حوزهء مرگ مىبرم ، دست خويش را بر شانهء من نه » آنگاه پيش مىرفت و گاهى عمرو را مىنگريست و مىگفت : « ترا به حوزهء مرگ مىبرم » ابو مخنف گويد : وقتى عمرو بن عاص ديد كه كار مردم عراق بالا گرفت و از هلاكت بيمناك شد به معاويه گفت : « مىخواهى كارى بگويم كه جمع ما را استوارتر كند و جمع آنها را متفرق كند . » گفت : « آرى » گفت : « مصحفها را بالا مىبريم و مىگوييم آنچه در قرآن هست ميان ما و شما حكم كند ، اگر بعضى از آنها نپذيرند كس باشد كه گويد بپذيريم و تفرقه در ميانشان افتد و اگر گويند بله مىپذيريم ، اين جنگ و كشتار تا مدتى از ما برداشته شود . » گويد : پس قرآنها را بر نيزه ها بالا بردند و گفتند : « اين كتاب خدا عز و جل ميان ما و شما باشد ، پس از مردم شام كى مرزهاى شام را حفاظت مىكند ؟ پس از مردم عراق كى مرزهاى عراق را حفاظت مىكند ؟ » و چون كسان ديدند كه قرآنها را بالا بردهاند گفتند : « مىپذيريم و بدان باز - مىگرديم . » روايتها كه دربارهء بالا بردن قرآنها و دعوت به حكميت آوردهاند جندب ازدى گويد : على گفت : « بندگان خدا ، جنگ با دشمن خويش را ادامه