محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2529
تاريخ الطبرى ( فارسي )
دشمن حمله برد . معاويه سراپردهء بزرگى بر افراشته بود و كرباس بر آن كشيده بود ، بيشتر مردم شام با وى پيمان مرگ بسته بودند ، سواران دمشق را اطراف سراپردهء خويش بداشته بود . عبد الله بن بديل با پهلوى راست سپاه سوى حبيب بن مسلمه حمله برد و پيوسته با وى درگير بود و سواران وى را از پهلوى چپ دور مىكرد و هنگام نيمروز آنها را سوى سرا پردهء معاويه راند . زيد بن وهب جهنى گويد : ابن بديل با ياران خود سخن كرد و گفت : « بدانيد كه معاويه دعوى چيزى دارد كه شايستگى آن ندارد و بر سر اين كار با كسى نزاع مىكند كه همسنگ وى نيست . بوسيلهء باطل مجادله مىكند تا حق را از ميان ببرد ، با بدويان و احزاب بر ضد شما قيام كرده ضلالت را براى آنها آراسته و علاقه به فتنه را در دلهاشان نشانده و كار را بر آنها مشتبه كرده و آلايش آنها را بيفزوده . شما پيرو نور پروردگار خويشتنيد و برهان روشن داريد . با اين ياغيان ستمگر بجنگيد و از آنها بيم مكنيد ، چگونه از آنها بيم مىكنيد كه كتاب خدا عز و جل پاكيزه و نكو به دست شماست . از آنها بيم مداريد كه اگر ايمان داريد بايد از خدا بيم داشته باشيد . با آنها بجنگيد كه خدا به دست شما عذابشان كند و خوارشان كند و شما را بر آنها فيروزى دهد و دلهاى قومى را كه ايمان دارند خنك كند . يك بار همراه پيمبر با آنها جنگيدهايم و اينك بار دوم است . به خدا آنها در اين بار پرهيزكارتر و هدايت يافته تر نيستند . سوى دشمن خويش رويد كه خدايتان بركت دهد . » پس از آن همراه ياران خود جنگى سخت كرد . ابو عمره انصارى گويد : در جنگ صفين على با ترغيب كسان پرداخت و گفت : « خداى عز و جل تجارتى را به شما نموده كه از عذاب رنج آور نجاتتان مىدهد و شما را به نيكى مىرساند يعنى ايمان به خدا عز و جل و پيمبر وى صلى الله عليه و سلم و جهاد در راه خدا تعالى ذكره كه ثواب آن را بخشش گناهان كرده و مسكنهاى پاكيزه در بهشتهاى