محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2492

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ابى بكر رسيد بدانست كه قيس با تدبير به كارهاى مهم پرداخته و كسى كه وى را به عزل قيس وا داشته نيكخواه نبوده ، از آن پس على در همه كارها به رأى او كار مىكرد . كعب والبى به نقل از پدرش گويد : وقتى محمد بن ابى بكر به مصر آمد با وى بودم . چون بيامد دستور على را براى مصريان بخواند . « به نام خداى رحمان رحيم « اين دستور بندهء خدا على امير مؤمنان است به محمد بن ابى بكر « هنگامى كه او را ولايتدار مصر كرد . دستور مىدهد كه در نهان و عيان « پرهيزكار و مطيع خدا باشد و در غيب و شهود از خدا بترسد ، با مسلمانان « مدارا كند و با بدكار خشونت و با اهل ذمه عدالت ، با مظلوم انصاف كند « و با ظالم سختى ، و تا آنجا كه تواند با مردم گذشت و نيكى كند كه خدا « نيكوكاران را پاداش مىدهد و خطاكاران را عقوبت مىكند . « و نيز دستور مىدهد كه كسان قلمرو خويش را به اطاعت و پيوستن « به جماعت دعوت كند كه در اين كار حسن عاقبت است و ثواب بزرگ ، « چندان كه مقدار آن ندانند و كنه آن نشناسند . « ، دستور مىدهد كه خراج زمين را به همان مقدار گيرد كه از « پيش مىگرفته‌اند ، چيزى نكاهد و چيزى نيفزايد . آنگاه خراج را ميان « مستحقانش تقسيم كند به همان ترتيب كه از پيش تقسيم مىكرده‌اند و با آنها « نرمى كند و در مجلس و توجه ميان آنها برابرى آرد چنان كه نزديك و دور « در حق مساوى باشند . « و دستور مىدهد كه ميان مردم مطابق حق داورى كند و عدالت كند « و پيرو هوس نشود و در كار خدا عز و جل از ملامت ملامتگرى نهراسد كه « خدا جل ثنائه يار كسى است كه پرهيزكارى كند و اطاعت و فرمان وى را